کتاب زندان جو (خاطرات درزکرده یک زندانی سیاسی) با ترجمه اسما خواجه زاده توسط انتشارات کتابستان منتشر شد.

زندان جو (خاطرات درزکرده یک زندانی سیاسی)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ساختمان جَو، نمادی است از بحرین و آدم‌هایش. ایستاده بر کرانۀ ساحل، با چشم‌اندازی زیبا و دل‌فریب اما درونش، ظلم‌اندود، تکه‌تکه، محصور، تاریک و پر از جور است.

زندانی با چهار سولۀ بزرگ که با ظرفیت ۴۵۶ نفر، ۱۰۰۶ نفر را در خود بلعیده است!

جهاد، دانشجو و نویسندۀ کتاب «زندان جَو» همچون یوسف نبی، بدون گناهی اثبات‌شده و فقط به جرم وطن‌پرستی و مبارزه علیه استبداد به زندان افتاده است.

جهاد که هنوز پشت میله‌های زندان آل‌خلیفه است، با بیانی داستانی، خاطرات و اتفاقات دوران محکومیتش را روایت کرده است.

«زندان جَو» پنجره‌ای است برای دیدن نمایی از ستم حکومت آل‌خلیفه علیه مردم مظلوم بحرین. این کتاب در ۲۷۵ صفحه و با قیمت ۴۲ هزار تومان به تازگی روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...