«مرغ غریب عشق» تازه‌ترین اثر نصرالله قادری با محوریت زندگی شهید مهدی شاه آبادی روانه بازار کتاب شد.

مرغ غریب عشق نصرالله قادری

به گزارش فارس، در این کتاب تمام روایت‌ها از زبان خود شهید در یک بیداری که به خواب رفته و از جزیره مجنون و در لحظه شهادت شروع و تا تولد بیان می‌شود. در واقع تمام لحظات زندگی، عشقی که شهید به «یوما»، مادر خود دارد، ازدواج، درس و ... را در بر می‌گیرد. همه‌ موارد بر اساس و بنیان تصویر پیش رفته و قابلیت ساخت فیلم را نیز دارد.

به گفته نویسنده کتاب «مرغ غریب عشق» نوع خاصی از رمان را ارائه می‌کند. در این رمان عکس، دستخط، تصاویر، اسناد و... به چشم می‌خورد. این نوع از رمان شکل جدید است که در دهه اخیر در اروپا و آمریکا مورد استفاده قرار گرفته است.

در واقع این سبک از رمان برای بیان زندگی اندیشمندان، بهترین قالب محسوب می‌شود.

قادری برای نوشتن این کتاب از منابعی چون کتاب‌های درسی شهید، سخنرانی‌ها، کتاب‌های چاپ شده در خصوص شهید و همچنین ۲ هزار صفحه مصاحبه با دوستان، آشنایان و نزدیکان شهید استفاده کرده است.

شهید آیت الله مهدی شاه آبادی از فعالان و مبارزان سیاسی پیش از انقلاب بود که برخی دروس حوزوی را در محضر امام خمینی(ره) فرا گرفت و بارها در زمات طاغوت زندانی شد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نمایندگی از مردم تهران به مجلس شورای اسلامی راه یافت؛ اما در عین حضور فعالانه و پرشور در خانه ملت، همواره از هر فرصتی برای حضور در جبهه‌ها و روحیه دادن به رزمندگان استفاده می‌کرد. شاه آبادی سرانجام در ششم اردیبهشت سال ۱۳۶۲ در جزیره مجنون به شهادت رسید.

«تنهاترین عاشق، عاشق‌ترین تنها»، «حدیث آصف»، «شهد شوکران»، «امشب باید بمی‌ریم» و «ناله‌های عاشق» از دیگر آثار انتشار یافته‌ این نویسنده و کارگردان تئاتر است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...