پس از به پایان رسیدن نگارش رمان «بی‌تردید سه‌شنبه بود»، احمد بیگدلی مجموعه‌ی داستان «کتاب اشباح» را می‌نویسد.

به گزارش ایسنا، بیگدلی اخیرا رمان «بی‌تردید سه‌شنبه بود» را که چهارمین رمان این داستان‌نویس است، به پایان رسانده است؛ اما گفت، فعلا قصد چاپش را ندارد؛ چرا که چند کتابش پشت سر هم منتشر شدند و می‌خواهد برای چاپ این کتاب مدتی صبر کند.

از سوی دیگر، بیگدلی که به تازگی نوشتن مجموعه‌ی داستان «کتاب اشباح» را شروع کرده است، درباره‌ی این اثر توضیح داد: این کتاب حاصل کارگاه‌ فیلمنامه‌نویسی است که در آن تدریس می‌کنم. طرح‌ها و ویرایش نهایی فیلمنامه‌ها از من است و در کلاس روی آن‌ها کار می‌شود و پخته می‌شوند. این فیلمنامه‌ها را به صورت مجموعه‌ی داستانی منتشر خواهم کرد.

احمد بیگدلی متولد سال 1324 در اهواز است که رمان «اندکی سایه»‌اش در سال 1385 برنده‌ی جایزه‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و همچنین جایزه‌ی ششمین دوره‌ی کتاب سال شهید غنی‌پور شد.

«زمانی برای پنهان شدن»، «شبی بیرون از خانه»، «من ویران شدم»، «آنای باغ سیب» و «آوای نهنگ» از دیگر آثار منتشرشده‌ی احمد بیگدلی هستند.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...