«گاه‌نگار قصر گلستان» در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شده است.

به گزارش ایسنا، «گاه‌نگار قصر گلستان» با رویکردی مستند در ساختاری زمان‌بندی‌شده به ارائه گزارش‌های تاریخی در خصوص تاریخچه ارگ سلطنتی قاجار می‌پردازد. این کتاب بعد از «راهنمای ارگ سلطنتی قاجار» نوشته یحیی ذکاء، دومین اثری است که به صورت تخصصی به معرفی تاریخچه کاخ گلستان پرداخته و مجموعه رویدادهای تاریخی را مدون، مستند، بدون دخل و تصرف در متن و نثر از زوایای مختلف پوشش می‌دهد.

این گزارش‌ها از بین هزاران برگ خاطرات، روزنگار، روزنامه و کتاب، انتخاب و در ساختاری زمان‌بندی‌شده تدوین شده است. از ویژگی‌های این اثر می‌توان به تمرکز رویدادها بر مبنای کارکرد بناهای ارگ سلطنتی قاجار و حفظ توالی تاریخی گزارش‌ها اشاره کرد که در شش فصل «ارگ سلطانی»، «معابر ارگ و سردرها»، «دیوانخانه مبارکه»، «عمارات و باغ سلطانی» و «حرم‌خانه و منضمات» فصل‌بندی شده است، البته «فتوگرافخانه» آخرین فصل این کتاب آلبومی از تصاویر منتخب تاریخی از ارگ سلطنتی را به نمایش گذاشته است.

«گاه‌نگار قصر گلستان» توسط همایون خداداد و فائزه امین دهقان و به همت دفتر پژوهش کاخ گلستان تدوین و توسط نشر پرنده در شمارگان ۵۰۰ نسخه در ۳۳۰ صفحه و به بهای ۵۰هزار تومان چاپ شده است و در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در مصلای تهران در دسترس پژوهشگران و علاقه‌مندان تاریخ و فرهنگ ایران قرار دارد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...