ترجمه کتاب «الفائق فی الاصول» سعید زارعی به همت مؤسسه بوستان کتاب در ۲۸۰ صفحه به چاپ رسید.

الفائق فی الاصول

علم اصول فقه مهم ترین علم در استنباط احکام فقهی از قرآن و سنت است؛ از این رو در عصر غیبت همواره مورد اهتمام فقها بوده و همچون یکی از مهم ترین ابزار یک مجتهد در راستای استنباط احکام شرعی شناخته شده است؛ لذا کتاب های فراوانی برای معرفی این علم و تعلیم مسائل آن توسط اندیشمندان بزرگ اسلامی تدوین شده است.

با وجود این مطالعه و بررسی دقیق در هر علم و یا نوشتارهای مربوط به آن، اندیشمندان را با کاستی های ساختاری یا اندیشه ای آن ها آشنا کرده و در صدد رفع آنها بر می آیند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، «الفائق فی الاصول» یکی از نوشتارهایی است که برای رفع بعضی کاستی ها در کتب اصولی و درسی رایج در حوزه های علمیه و تکمیل مباحث آن توسط گروهی از صاحب نظران و اساتید حوزه علمیه قم تدوین شده و اکنون در حال تدریس است.

نویسنده در مقدمه این اثر آورده است: با توجه به این که این کتاب مشتمل بر طرح مباحثی جدید و تأثیرگذار در مباحث علم اصول بوده و مورد استقبال حوزویان و دانشگاهیان قرار گرفته، اقدام به ترجمه آن نمودم و در همین خصوص پیش از شروع به ترجمه با والد معظم (حضرت استاد حاج شیخ عباس­علی زارعی سبزواری) مشورت نمودم؛ لذا کتاب را به صورت دقیق مطالعه کردم و ترجمه آن را آغاز نمودم. با توجه به سنگینی و عمق مطلب، همواره در طول ترجمه هر فصل، از والد معظم کمک می‌گرفتم و بی شک اگر راهنمایی ایشان نبود، ترجمه کنونی به سامان نمی‌رسید.

ساختار اثر:

این اثر در پنج باب و ۱۶ فصل تهیه و تنظیم شده است: در باب اول این اثر که با عنوان «سیره های عقلائی» تألیف شده، پس از بیان مقدمه ای در خصوص ضرورت بحث از حجیت سیره عقلا و شرح عناوین اصطلاحی آن، در شش فصل مباحث مربوط به این باب با عناوین «اقسام سیره عملی عقلائی و ملاک حجیت آن ها»، «دلیل های حجیت سیره های عقلائی»، «راه های علم به وجود سیره و عدم ممانعت آن»، «شرایط منع کننده از سیره از نگاه کیفی و کمی»، «ادله دال بر نفی حجیت سیره عقلائی» و «گستره اثباتی امضاء سیره عقلائی» تدوین شده و در خاتمه این باب، «تعارض سیره ها و تغییر یا زوال آنها» مورد اشاره قرار گرفته است.

دومین باب از این اثر، تحت عنوان «سیره های متشرّعه» تألیف شده که در چهار مقام «تعریف سیره متشرّعه»، «حجیت سیره متشرّعه»، «حجیت سیره نوپیدای متشرّعه» و «حجیت ارتکاز و باور ذهنی مشترّعه» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

نویسنده در سومین باب از این کتاب، به قاعده «لو کان لبان» پرداخته که در این باب، پس از بیان مقدمه ای، به مباحثی همچون «توضیح قاعده»، «موارد جریان قاعده»، «مراد از اشتهار و ظهور»، «حجیت قاعده» و «شروط جریان قاعده» می‌پردازد.

«تمسک به اطلاع و عموم در موضوعات نوپیدا» عنوان باب چهارم این اثر است که در سه فصل تبیین شده است؛ در مقدمه این باب «اقسام موضوعات نوپیدا و جریان بحث در آن‌ها» مورد اشاره قرار گرفته و سه بحث «تمسک به اطلاق»، «تمسک به عموم وضعی» و «تمسک به گروهی از روایات برای اثبات فراگیری خطابات شرعی نسبت به موضوعات جدید» تبیین گردیده است.

نویسنده در پنجمین و آخرین باب از این کتاب، به «اسباب توسعه حکم از موضوعی به موضوع دیگر یا محدودسازی حکم در یک موضوع» می‌پردازد که در ابتدا پس از بیان مقدمه‌ای، در هفت فصل مباحثی اعم از «الغاء خصوصیت»، «تنقیح مناط»، «اولویت»، «مناسبت حکم و موضوع»، «مذاق شارع»، «مقاصد شریعت» و «قیاس» را مورد بررسی قرار داده و در خاتمه این باب، به «نقش عوامل توسعه و یا محدودسازی حکم در تعارض ادله» پرداخته است.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...