کتاب «تاریخ اجتماعی معرفت: از گوتنبرگ تا دیدرو» [A social history of knowledge] اثر پیتر برک [Peter Burke]، در ۴۰۰ صفحه و به بهای ۷۵ هزار تومان منتشر شد.

تاریخ اجتماعی معرفت: از گوتنبرگ تا دیدرو A social history of knowledge  پیتر برک

به گزارش خبرنگار ایلنا، یاسر خوش‌نویس در جدیدترین اثر ترجمه خود سراغ متنی مهم در باب نظریه معرفت رفته است. «تاریخ اجتماعی معرفت» اثر پیتر برک متنی مهم و جذاب در باب پرسش از نسبت نظریه و امر اجتماعی و صورت‌بندی آن است. این کتاب که با عنوان فرعی «از گوتنبرگ تا دیدرو» را دربرمی‌گیرد، می‌کوشد تا میان نظریه و صورت‌بندی‌های اجتماعی و تاریخی نسبتی معرفتی برقرار کند و به این منظور به اندیشمندان مختلفی از دورکیم تا فوکو و بودریارد می‌پردازد. کتاب «تاریخ اجتماعی معرفت» از مجموعه‌ی مطالعات علم و فناوری نشر کرگدن، در ۴۰۰ صفحه و به بهای ۷۵,۰۰۰ تومان منتشر شد.

یاسر خوش‌نویس پژوهشگر حوزه فلسفه و مترجم اثر در بخشی از یادداشتی که به بهانه انتشار کتاب منتشر کرده چنین آورده:

جهان جدیدی که ما ایرانیان طی دویست سال گذشته با آن مواجه شده‌ایم، از قرن‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی شروع به شکل‌گیری کرد. مجموعه‌ای متنوع از دیدگاه‌ها و افکار درباره چیستی انسان و جایگاهش در جهان، شیوه‌های جدیدی برای حکمرانی و طیف وسیعی از تکنولوژی‌ها و شیوه‌های جدید صنعتگری، تجارت و تعامل اجتماعی در این تحولات دخیل بودند. پیتر برک در کتاب تاریخ اجتماعی معرفت: از گوتنبرگ تا دیدرو؛ بر نیمه قرن شانزدهم یعنی زمان ابداع ماشین چاپ با حروف جابه‌جایی‌پذیر تا انتشار دائرةالمعارف علوم، فنون و پیشه‌ها در میانه قرن هجدهم متمرکز می‌شود؛ بازه‌ای زمانی که با آنچه اصطلاحاً «دوره مدرن آغازین» خوانده می‌شود، همپوشانی دارد. برک سعی می‌کند از شیوه‌های درک و چهارچوب‌بندی معرفت که با آنها خو گرفته‌ایم، فاصله بگیرد و نحوه پدید آمدن همین شیوه‌ها را مطالعه کند. در همین مسیر است که به قول او، «آنچه آشناست، غریبه و آنچه طبیعی است، دلبخواهی به نظر می‌رسد».

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...