کتاب «روایت اربعین» با عنوان دلنوشته‌های پنجمین سفر گروه جهادی و امدادی ثارالله با حضور تعدادی از پزشکان و پیراپزشکان این گروه رونمایی شد.

به گزارش ایرنا، کتاب روایت اربعین در ۷۰ صفحه رنگی نوشته مجید امینی رورانی، محمدجواد دهقانی و محمود شریف، روایت سفر اربعین سال ۹۷ گروه برای خدمت رسانی پزشکی به زائران و مجاوران عتبات عالیات است که در قطع رقعی با شمارگان ۵۰۰ نسخه به چاپ رسیده است.

در بخشی از کتاب روایت اربعین آمده است، جمعی از پزشکان، پیراپزشکان، پرستاران و امدادگران دلسوخته اهل بیت (ع) با دلی حزن آلود، قلبی مطمئن و اراده‌ای قوی، برای پنجمین سال خود را وقف خدمت به زائران اربعین حضرت اباعبدالله الحسین (ع) کردند.

۱۷ پزشک، ۳۱ پرستار، ۶ پیراپزشک، ۷ کارشناس امداد و نجات، یک داروساز و دو تکنسین دارویی، دو مسئول پذیرش، ۱۱ راننده، ۹ کمک پرستار، ۹ نیروی خدماتی، چهار نیروی پشتیبانی و تیم ۵ نفره مستندساز و رسانه ای در مدت ۱۲ روز به حدود ۴۰ هزار مراجعه به پایگاه های امدادی ثارالله در داخل عراق در ایام اربعین سال گذشته پاسخگو شدند.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...