کتاب «نامه محبوب» مجموعه گفتارهای دکتر حسین محبوبی اردکانی به کوشش اکبر قلمیاه و حسین مسرت از سوی انتشارات اندیشمندان یزد و گیتا منتشر شد.

نامه محبوب مجموعه گفتارهای دکتر حسین محبوبی اردکانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، دكتر حسین محبوبی اردکانی (1294 – 1356 ش) به‌عنوان چهره برجسته تاریخی و ادبى معاصر، با چاپ آثار و گفتارهای ارزنده در حوزه تاریخ و نقد کتاب، حق بزرگى بر گردن پژوهشگران تاريخ، ادب و فرهنگ ايران دارد. وی درعین‌حال، خاکسارترین، عالم‌ترین و درعین‌حال بی ادعاترین دانشمند معاصر تاریخ و ادب فارسی است.

استاد ایرج افشار می‌گوید: دقیق‌ترین خدمات علمی را دکتر محبوبی انجام می‌داد. ایشان یکی از کارشناسان تاریخ قاجار بود؛ درزمینه رجال قاجار، بسیار شناخت خوبی داشت. مهم‌ترین کار او در این زمینه، تهیه فهرستی از عکس‌های رجال عصر قاجار و ابنیۀ آن دوره بود که حدود 17 هزار قطعه عکسی که در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران بود، برای هرکدام برگه‌ای تهیه کرد و فهرست آن‌هم در دانشگاه تهران چاپ شد.

از خدمات مهم وی در یزد به‌غیراز باروری بسیاری دانشمندان کنونی یزد، تهیه و چاپ دو جلد سالنامه فرهنگ یزد است. در سال 1333 ش از وزارت آموزش‌وپرورش به اداره کل انتشارات دانشگاه تهران انتقال یافت و در سمت معاونت آنجا منشأ چاپ بسیاری آثار ارزشمند درزمینه تاریخ و فرهنگ ایران شد.

محبوبی با دانش وسیعی که درزمینه تاریخ و فرهنگ عصر قاجار داشت. موفق به تهیه و تدوین دوره سه‌جلدی «تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران» شد که در سال 1370 عنوان کتاب سال ایران را از آن خود کرد. هم‌چنین او موفق به نظارت، تصحیح، تعلیق و همکاری در چاپ کتاب‌های فراوانی شد. از این دانشمند کم ادعا مقالات پرمایه و نغزی هم به یادگار است که گواهی است بر میزان دانش و سواد او که بخشی از آن در این کتاب آمده است.

از آنجا که دکتر محبوبی، بسيار فروتن و به‌دوراز هياهو بود، چه‌بسا آثاری كه به کوشش و همت وی چاپ‌شده و آگاهی بر آن نيست و خود نيز يادی از آن نكرده است و چه‌بسا آثاری که به نام دیگران چاپ‌شده، ولی او نهایت تلاش را در ثمر رساندن آن کرده بود، بدون اینکه نامی از وی بیاید.

حسین مسرت نویسنده، پژوهشگر، مقاله‌های بسیاری در نشریات گوناگون ازجمله آیینه پژوهش، ندای یزد، وقف میراث جاویدان، جهان کتاب و فرهنگ یزد منتشر کرده است. «سفرنامه تاجیکستان»، مجموعه سه جلدی «یزد، یادگار تاریخ» و... برخی از کتاب‌های وی را شامل می‌شود.
وی در بزرگداشت مفاخر یزد نقش بسزایی داشته و از جمله بنیان‌گذاران انجمن فهرست‌نگاران نسخه‌های خطی به شمار می‌رود و با کتابخانه‌ی وزیری، کتابخانه‌ی کاظمینی، بنیاد فرهنگی و پژوهشی ریحانه الرسول(ص)، انجمن کتابخانه‌های عمومی یزد و انجمن مفاخر فرهنگی یزد همکاری داشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...