کتاب «ما ایوب نبودیم» یا جستارهایی از مواجهه با مراقبت از دیگری، به همت فاطمه ستوده و توسط نشر اطراف منتشر شد.

ما ایوب نبودیم» یا جستارهایی از مواجهه با مراقبت از دیگری به دبیری فاطمه ستوده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «ما ایوب نبودیم» شرح تجربه مراقبت و مواظبت از کسی و چیزی از زبان سیزده مراقب در همین روزهاست؛ روایت احوال و افکار و روزگار آدم‌هایی که سرنوشت آن‌ها را در موقعیت انتخاب خود یا دیگری گذاشته؛ آدم‌هایی که بخشی از روزها و شب‌هایشان را به دیگری بخشیده‌اند. مراقبتْ ایستادن روی مرز دو جهان متفاوت است. جهان مردمان رنج‌دیده و جهان عافیت‌نشینانِ فراموشکار و مغرور. مراقب میانجی و مترجم دردهاست. رنج و زندگی را به یکدیگر ترجمه می‌کند و خودش هم در این میانه بالغ و بالنده می‌شود. خواندن تأملات و خاطرات کتاب ما ایوب نبودیم کشف فراز و فرودی است که انسان، درون و بیرون مواجهه با درد، طی می‌کند. قصۀ سفر قهرمانی معمولی است که ناگهان در موقعیتی غیرمعمولی باید به زندگی‌اش ادامه دهد و تسلی‌ها و دلخوشی‌هایی برای ادامۀ راه بیابد.

در این جستارها، نویسندگان از موقعیت‌هایی مثل پدر شدن، مادر شدن یا مراقبت می‌گویند،؛ روابط جدیدی که پس از آن برایشان شکل گرفته را روایت می‌کنند و احساسات و ترس‌ها و اضطراب‌هایشان را بی‌پرده توضیح می‌دهند. از این مجموعه تاکنون کتاب‌هایی همچون «پروژه پدری»، «هفته چهل و چند» و «ما ایوب نبودیم» به دبیری فاطمه ستوده منتشر شده است.

اریک اریکسون، روان‌شناس شهیر، معتقد بود انسان در هر دوره از زندگی‌اش با بحران‌هایی روبه‌روست که فقط با کمک فضایل اخلاقی حل می‌شوند. او در چهارچوب همین نظریه می‌گفت که انسانِ بزرگسال با بحران «زایندگی در مقابل رکود» دست و پنجه نرم می‌کند و اگر به فضیلت مراقبت برسد، به احتمال زیاد در گذر از آن بحران موفق می‌شود. میلتون میراف معتقد بود زندگی انسان امروزی پر است از بندهای بازنشدنی، پر از تعلق و تعلیق و چه کنم، پر از اضطراب و اندوه، و شاید یکی از راه‌های نجات بشر مراقبت باشد. میراف که معنای مراقبت را مستقل از روان‌شناسان و حتی فلاسفه بررسی می‌کند، اعتقاد دارد مراقبت دوست داشتن دیگری نیست، محافظت و نگهداری از او نیست، آرزوی خوب برای دیگران داشتن نیست، بلکه این است که بتوانیم به کسی کمک کنیم در راهِ تحقق‌بخشی خودش گام بردارد. او می‌گوید مراقبت به شناخت، صداقت، تواضع، شجاعت، امید، اعتماد، صبر و استمرار نیاز دارد. در واقع مراقبت در صورتی کمک به دیگری است که آن فرد بتواند رشد کند. معنای پروا و دیگرپروایی همین است. راویان کتاب ما ایوب نبودیم هم در پی کشف همین معنا هستند و تلاش می‌کنند این رشد و پروا را در خود و زندگی‌شان بیابند. آن‌ها که از طبقات فرهنگی و اجتماعی متفاوتی هستند و در رشته‌های متفاوتی تحصیل کرده‌اند، از دیدگاه و بینش خود به مفهوم مراقبت نگاه کرده‌اند و تجربه منحصربه‌فردشان از این موقعیت را صادقانه نوشته‌اند.

این مجموعه به نویسندگی مرضیه اعتمادی، عاطفه تاجیک، زهره ترابی، رجب رشیدی‌نسب، مرتضی سلطانی، مصطفی سلیمانی، ابراهیم سعیدی‌نژاد، علیرضا شهرداری، زهرا صنعتگران، شادی ضابط، یاسر مالی، بهار موسوی، کیان یزدان‌پور منتشر شده است.

کتاب «ما ایوب نبودیم» در نشر اطراف به دبیری فاطمه ستوده، در ۲۰۰ صفحه و به قیمت ۲۱۰ هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها شده است.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...