مراسم رونمایی از ترجمه آمریکایی کتاب "سفر به گرای 270 درجه" در حوزه هنری برگزار می‌شود

پال اسپراکمن - مترجم آمریکایی رمان «سفر به گرای 270درجه»ی احمد دهقان و استاد زبان فارسی دانشگاه راتگرز ایالت نیوجرسی، روز شنبه 14 مرداد به تهران می‌آید تا در مراسم رونمایی و تقدیم ترجمه‌اش به ایرانیان حاضر شود.

به گزارش ایسنا، اسپراکمن که به تازگی ترجمه «سفر به گرای 270درجه» را به پایان برده، به دعوت حوزه هنری به کشورمان خواهد آمد تا روز دوشنبه 16 مرداد در جشن رونمایی ترجمه خود از این کتاب شرکت کند.

این استاد دانشگاه پیش از این یادداشت‌های قاسم غنی - نویسنده و مصحح‌ متون کهن ادبیات ایران-  را با همکاری سیروس غنی به انگلیسی برگردانده است. «زبان و فرهنگ فارسی» و «نگاهی به آثار و زندگی عبید زاکانی» ازجمله تالیفات او در زمینه ادبیات فارسی است و در حوزه ترجمه مقالات نیز می‌توان به برگردان او از «غرب‌زدگی» جلال آل احمد اشاره کرد. اسپراکمن همچنین ترجمه داستان‌های «‌کباب غاز» و «یکی بود یکی نبود» محمدعلی جمالزاده و «سفر عصمت» ابراهیم گلستان را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.

او در سفر 10روزه خود به ایران، شماری از آثار داستانی منتشرشده توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنری را نیز برای ترجمه به انگلیسی انتخاب خواهد کرد.

اسپراکمن، دکتری زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه شیکاگو گرفته و فوق‌ لیسانس زبان عربی را نیز از دانشگاه راتگرز.

جلسه رونمایی ترجمه وی از رمان احمد دهقان، روز دوشنبه 16 مرداد در شبستان حوزه هنری برگزار می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...