نشر نگاه دو رمان از تقی مدرسی و ترجمه‌ رمان «عاشق آتشفشان» [The volcano lover] سوزان سانتاگ [Susan Sontag] را با چاپ سوم عرضه کرد.

آدم‌های غایب، شریفجان تقی مدرسی عاشق آتشفشان [The volcano lover] سوزان سانتاگ [Susan Sontag,]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات نگاه به‌تازگی ۳ عنوان از کتاب‌های خود را با نوبت چاپ سوم منتشر و راهی بازار نشر کرده است.

رمان «کتاب آدم‌های غایب» نوشته تقی مدرسی یکی از کتاب‌های تجدیدچاپی این‌ناشر است که با چاپ سوم عرضه شده است. این‌رمان داستان نسل‌های دوم و سوم یک‌خانواده اشرافی است که با هم اختلاف دارند. پدر خانواده با اسم خان‌بابا دکتر در حال مرگ است و از فرزندش می‌خواهد دنبال پسر ناتنی‌اش بگردد. برخی می‌گویند این پسر ناتنی زندانی سیاسی شده، برخی می‌گویند راننده کامیون است و برخی هم چیزهای دیگر می‌گویند.

خانواده‌ای که داستانش در «کتاب آدم‌های غایب» روایت می‌شود، در ارتباط با یکدیگر مشکل و تضادهایی دارند. این‌کتاب پیش‌تر به‌زبان انگلیسی در آمریکا چاپ شد و سپس ترجمه فارسی‌اش در ایران چاپ شد.

چاپ سوم این‌کتاب با ۳۲۰ صفحه و قیمت ۴۷ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

کتاب دیگری هم که این‌ناشر با چاپ سوم عرضه کرده، به قلم تقی مدرسی نوشته شده و رمان «شریفجان» است. داستان این‌رمان مربوط به دوران کشف حجاب توسط رضاخان پهلوی است. محور این‌داستان هم خانواده ایرانی به‌نام خانواده اصلانی است که از خاندان‌های اصیل و قدیمی منطقه شریفجان محسوب می‌شود. خانواده یادشده، زمین کشاورزی بزرگی به‌اسم جلال‌آباد دارد که پیش‌تر وقف شده اما بازماندگان خاندان حاضر نیستند حکم وقف را انمجام بدهند و بین‌شان اختلاف وجود دارد.

در این‌داستان، همچنین ایرانی‌های سنتی و پابند به حجاب و از طرف دیگر زنانی که از کشف حجاب استقبال کردند، حضور دارند و تفاوت رویکردهایشان روایت می‌شود.

چاپ سوم این‌کتاب هم با ۲۳۸ صفحه و قیمت ۳۵ هزار تومان به بازار آمده است.

تقی مدرسی نویسنده این‌دو رمان، مولف و روان‌شناس ایرانی مقیم آمریکا بود. او سال ۱۳۱۱ متولد و سال ۱۳۷۶ در آمریکا درگذشت. او نگارش ۶ رمان را در کارنامه دارد.

سومین‌کتابی هم که نگاه به‌تازگی با چاپ سوم به بازار عرضه کرده، رمان تاریخی «عاشق آتشفشان» نوشته سوزان سانتاگ است که با ترجمه فرزانه قوجلو چاپ شده است. این‌رمان که سوزان سانتاگ آن را در سال‌های پایانی دهه چهارم زندگی‌اش نوشت، درباره بخشی از تاریخ فرانسه و جمهوری ناپل است و ماجرایی عاشقانه را در کنار وقایع تاریخی روایت می‌کند.

داستان رمان مذکور درباره زندگی سِر ویلیام همیلتون و همسر جوانش اِما همیلتون است که پس از شروع به ماجرای دلباختگی اِما به لرد دیگری به نام لرد نلسون می‌پردازد.

چاپ سوم این‌کتاب با ۵۱۰ صفحه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...