جایزه ادبی جورج اورول که به آثار سیاسی اهدا می شود «شیرفروش» [milkman] اثر آنا برنز [Anna Burns] را به عنوان برنده سال ۲۰۱۹ خود در بخش ادبیات سیاسی انتخاب کرد.

«شیرفروش» [milkman] اثر آنا برنز [Anna Burns]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جایزه جورج اورول که از امسال در دو بخش داستانی و غیرداستانی اهدا می‌شود، برندگان خود را معرفی کرد.

در حالی که امسال ۶ فینالیست در بخش ادبیات داستانی انتخاب شده بودند، رمان «شیرفروش» نوشته آنا برنز که پیشتر جایزه بوکر را هم دریافت کرده بود، به عنوان برنده بخش داستانی انتخاب شد.

این نویسنده ایرلندی در رمان «شیرفروش» از ترس‌هایی که هر روز در زندگی اعمال می‌شود پرده برمی‌دارد و قهرمان جوان خود را با حملات جنسیتی و سیاسی روبه رو می‌سازد. این داستان از قول دختری ۱۸ ساله روایت می‌شود که یک مرد شبه نظامی بر او سلطه خود را اعمال می‌کند.

هیات داوران جایزه «جورج اورول» این کتاب را با وجود اینکه دوره‌ای خاص را دربرمی‌گیرد دارای مضمونی جهانی خواندند که با تمرکز بر تعلقات سیاسی شخصیت‌هایش از فشارهایی می گوید که می‌تواند انسان‌ها را به نابودی بکشاند.

گلن جیمز براون برای «‌آیرونوپلیس»، دایانا اوانز برای «آدم‌های عادی»، نیک درناسو برای «سابرینا»، نویو رزا شوما برای «خانه‌ای از سنگ» و لنی زوماس برای «ساعت‌های سرخ» دیگر نامزدهای این بخش بودند.

در بخش نوشته‌های سیاسی غیرداستانی نیز از میان ۶ فینالیست کتاب پاتریک رادن کیفی یعنی «هیچی نگو: یک داستان واقعی از قتل و خاطره در ایرلند شمالی» به عنوان برنده انتخاب شد.

در این بخش که قبلاً به عنوان جایزه کتاب اورول برگزار می شد دیگر فینالیست ها عبارت بودند از: اولیویه بولو برای «سرزمین پول»، فرانسیسکو کاتو برای «خط رودخانه می‌شود»، نورا کروگ برای «هایمات: آلبوم خانواده آلمانی»، دیوید پیلینگ برای «توهم رشد» و آلپا شا برای «در میان چریک‌های انقلابی هند».

جایزه اورول در عین حال در بخش نوشته‌های سیاسی در شبکه‌های اجتماعی بریتانیا نیز «در ورای خطوط کشور» نوشته مکس دالی و در بخش روزنامه‌نگاری استیو بلومفیلد و سوزان مور را به عنوان برندگان خود برگزید.

این جایزه که به هر یک از برندگانش ۳ هزار پوند به عنوان جایزه اهدا می‌کند، برای تشویق نوشته‌هایی با تمرکز بر سیاست اهدا می شود به آثاری تعلق می‌گیرد که روح سیاسی و هنری خود اورول را در آثارشان به کار گرفته باشند.

هر یک از برندگان یک نسخه خاص از کتاب «1984» جورج اورول را که توسط پسر وی امضا شده نیز در هفتادمین سالگرد انتشار این کتاب دریافت می‌کند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...