چاپ دوم رمان «سید بغداد» نوشته محمد طعان با ترجمه محمدرضا شیخی محمدی توسط انتشارات به‌نشر در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد.

به گزارش خبرنگار مهر، چاپ اول این کتاب با هزار نسخه به نمایشگاه آمده بود که با اتمام نسخه‌های این نوبت چاپ، چاپ دومش با شمارگان ۲ هزار نسخه منتشر و در نمایشگاه عرضه شد.

این کتاب دومین عنوان از مجموعه «ادبیات مقاومت اسلامی» است که این ناشر چاپ می‌کند. پیش از این، رمان «پناهندگان پیشاور» از این مجموعه چاپ شده است.

داستان این رمان درباره سربازی آمریکایی به نام جیمی است که تحت تأثیر تبلیغات دولت و رسانه‌های آمریکا به بهانه دفاع از منافع این کشور به عراق می‌رود. او پدرش را در جنگ سومالی و پدربزرگش را در جنگ ویتنام از دست داده و حالا می‌خواهد مثل یک قهرمان برای کشورش کشته و شهید شود. او پس از سقوط بغداد به ماهیت جنگ عراق پی می‌برد و متوسط واقعیت امور می‌شود.

جیمی در ادامه داستان، ناامید می‌شود و نمی‌خواهد در جنگی بمیرد که مبنایش بر دروغ استوار است. در همین زمان ناامیدی با سیدی روبه‌رو می‌شود که او را با اسلام، مفاهیمی چون اهل‌بیت (ع) و واقعه عاشورا آشنا می‌کند. جیمی با فکر این‌که «این است شهیدی که در پی‌اش بودم» به تشییع می‌گرود و با امام حسین (ع) ارتباطی معنوی پیدا می‌کند.

رمان «سید بغداد» در ۲۵ فصل نوشته شده است.

در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:

می‌دوید و بارها یادش می‌رفت خودش را در چادر جمع‌وجور کند و می‌خورد زمین. اما از بس این صحنه تحت تاثیرش قرار داده بود، اصلاً انگار توجهی به این موضوع نداشت. با تعجب فکرش رفت به این سمت که نکند این کسی که برایش دلسوزی کرده، قاتل شوهرش باشد. همه‌چیز آن‌قدر در ذهنش آشفته بود که تلاش کرد هر طوری شده خودش را جمع‌وجور کند و به این افکار پریشانی که هیچ نتیجه‌ای هم نداشتند، پایان دهد.

ناگهان تصویر پادشاه جوان و همه اعضای خانواده‌اش که پیش از تولد وی و در ژوئیه ۱۹۵۸ به دست مرد لت و پار شدند، به ذهنش رسید؛ عکس‌های این سنگ‌دلی‌ها در کتاب‌های تاریخ دوران جوانی‌اش دیده می‌شد. شاید این هم نوعی دهان‌کجی ناخواسته بود به مراسم سالگرد «انقلاب تموز» که هرساله توسط رژیم صدام برگزار می‌شد. چه‌کسی می‌توانست باور کند که در ۱۴ ژوئیه - یا همان ماه تموز - هم دیکتاتور و هم شورای فرماندهی انقلاب یا در سیاه چال باشند یا آب شده باشند، رفته باشند زیر زمین؛ همان کسانی که شاید قرار بود در چنین لحظه‌ای با غرور پشت تریبون قرار بگیرند و به رژه باشکوه مراسم بزرگداشت براندازی شاه نگاه کنند! همان براندازی‌ای که حزب بعث صدام را در مسیر قدرت قرار داده بود.

چاپ دوم این کتاب با ۲۲۲ صفحه، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...