«آتش پنهان» [A slow fire burning] نوشته پائولا هاوکینز [Paula Hawkins] با ترجمه هدیه گرامی مقدم راهی بازار کتاب شده‌ است.

آتش پنهان» [A slow fire burning]  پائولا هاوکینز [Paula Hawkins]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۳۵۲ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۱۷ هزار تومان از سوی نشر آموت عرضه شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم:
پیدا شدن جسد مرد جوانی که داخل یک خانه قایقی در لندن، به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیده است، در مورد سه ‌زنی که او را می‌شناخته‌اند، سوال‌هایی را برمی‌انگیزاند. لورا، دختر پریشان‌خاطری است که یک شب را با او سپری کرده و آخرین نفری است که در خانه مقتول دیده شده. کارلا، خاله غمگین و داغ‌داری است که هنوز عزادار مرگ یکی دیگر از اعضای خانواده‌اش است و میریام هم همسایه فضولی است که به وضوح دارد رازهایی را از پلیس پنهان می‌کند. سه‌زن که هرکدام ارتباط جداگانه‌ای با مقتول داشته‌اند. سه‌ زن که بنا به دلایل متفاوتی خون‌شان از خشم به جوش آمده است. زن‌هایی که چه بدانند، چه ندانند، آتش به جان‌شان افتاده است تا انتقام اشتباهاتی را که در حقشان شده، بگیرند. وقتی پای انتقام به میان می‌آید، حتی شاید از آدم‌های خوب هم کارهای وحشتناکی سر بزند. هر کدام از آن‌ها برای رسیدن به آرامش، ممکن است تا کجا پیش بروند؟ چقدر طول می‌کشد تا آتش پنهان رازها، شعله‌ور شود؟

پائولا هاوکینز، بعد از پانزده‌ سال فعالیت به عنوان روزنامه‌نگار، به نویسندگی رمان رو آورد. پائولا متولد زیمبابوه است. وی در سال ۱۹۸۹ به لندن آمده و از آن موقع، ساکن آن‌جاست. اولین رمان جنایی‌اش، «دختری در قطار» تبدیل به یک موفقیت جهانی شد. این کتاب به بیش از چهل زبان ترجمه شده و تاکنون ۲۳ میلیون نسخه از آن در سرتاسر جهان به فروش رسیده است. یک فیلم سینمایی بزرگ از این کتاب اقتباس شده است. کتاب دومش، «درون آب» نیز به موفقیت جهانی دست یافت و چهار میلیون نسخه از آن در جهان به فروش رسیده است. و جدیدترین کتاب هاوکینز، «آتش پنهان»، نامزد بهترین کتاب معمایی سال ۲۰۲۱ سایت گودریدز شده است.

هدیه گرامی‌مقدم متولد ۱۳۶۶ اندیمشک و دانش‌آموخته کارشناسی ارشد الکترونیک است. از او ترجمه رمان «جاده رستگاری» و رمان «آرامش ابدی سارا» در نشریه آموت منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...