رمان علمی تخیلی «طوفان خورشیدی» [Sunstorm] نوشته آرتور سی کلارک و استیون بکستر [Arthur C. Clarke and Stephen Baxter] با ترجمه شادی حامدی‌خواه و پوریا ناظمی توسط انتشارات کتابسری تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

طوفان خورشیدی» [Sunstorm]  آرتور سی کلارک و استیون بکستر [Arthur C. Clarke and Stephen Baxter]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «شاهکارهای ادبیات علمی و تخیلی» این‌ناشر و جلد دوم کتاب «ادیسه زمان» است.

آرتور سی کلارک یکی از اسلاف داستان‌های علمی تخیلی است و جایزه‌ای نیز برای انتخاب آثار برگزیده این‌ژانر به نام او وجود دارد. نسخه اصلی کتاب موردنظر سال ۲۰۰۵ منتشر شده است.

قصه جلد اول «ادیسه زمان» درباره ماجراجویی‌های سه‌ فضانورد روس و آمریکایی، چند سرباز سازمان ملل و یک لشگر از سربازان انگلیسی قرن نوزدهمی با همکاران هندی‌شان بود. «نخست‌زادگان» موجوداتی هستند که کمابیش به پیریِ کیهان، زمین را زیر نظر دارند. اما انسان از وجود نخست‌زادگان آگاه نیست تا آن‌که در لحظه‌ای کوتاه، زمین تکه‌تکه می‌شود و دوباره مثلِ یک جورچینِ عظیم به هم متصل می‌شود. ناگهان سیاره و تمام موجوداتِ زنده‌ ساکن بر آن، دیگر از یک روزگارِ واحد نیستند. دنیا به چل‌تکه‌ای از دوران‌های مختلف تبدیل می‌شود؛ از دورانِ پیش از تاریخ تا سال ۲۰۳۷. از هر کدام از زمان‌ها هم ساکنانی حاضر هستند که حالا باید در کنار یکدیگر زندگی کنند.

اما داستان «طوفان خورشیدی» به‌عنوان جلد دوم از این‌قرار است که ذهن بیسِسا دات به‌عنوان شخصیت اصلی، درگیر یادآوری خاطراتش از پنج سال زندگی در دنیای جانشین زمین، به‌نام میر، است. میر، دنیایی پازل‌مانند و ساخته‌شده از مردمان و سرزمین‌هایی بوده که از دوره‌های مختلف تاریخ کره زمین گرد هم آمده بوده‌اند. اما در زمان حال که داستان جریان دارد، نخست‌زادگان یعنی موجودات اسرارآمیز با قابلیت‌های فناورانه نامحدود، او را از میر به زمین برگردانده‌اند؛ زمینی که معلوم نیست در چه سالی به سر می‌برد.

در ادامه داستان بیسسا دات متوجه می‌شود گویی دوهزار سال گذشته و نقشه‌هایی که قبلا توسط تماشاگران مرموز چندسال‌نوری آن‌طرف‌تر جریان داشت، حالا خود را به شکل طوفان‌ خورشیدی نشان می‌دهند. این‌طوفان‌ برای از بین‌بردن شکل‌های مختلف زندگی در کره زمین طراحی شده بودند و از طریق بمباران پرتوهای مرگبار عمل می‌کردند. سوالاتی که این‌میان ذهن شخصیت اصلی داستان را آزار می‌دهند، از این‌قرارند که چرا نخست‌زادگان، میر را به وجود آوردند یا چرا او را به آن‌جا بردند و سپس فقط یک‌روز پس از نخستین ناپدیدشدنش او را به زمین برگرداندند.

با جلوتر رفتن داستان بیسسا زمانی که دانشمندان نوعی نابه‌هنجاری را در مرکز خورشید کشف می‌کنند، به پاسخ سوالاتش می‌رسد و پاسخ‌ها هم ترسناک هستند؛ ازجمله این‌که نابه‌هنجاری چون علت طبیعی ندارد پس نتیجه مداخله بیگانگان است. حالا بیسسا باید برابر بمب ساعتی خورشیدی بایستد و در دوره‌ای که شبیه آخرالزمان است و تفاوت‌های اعتقادی و سیاسی خود را با قدرت نشان می‌دهند، مردم را با یکدیگر متحد کند...

این‌کتاب با ۴۴۸ صفحه و قیمت ۶۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...