کتاب «مقالاتی درباره زردشت و دین زردشتی» [Essays on Zarathustra and Zoroastrianism] نوشته ژان کلنز [Jean Kellens] به چاپ چهارم رسید.

مقالاتی درباره زردشت و دین زردشتی» [Essays on Zarathustra and Zoroastrianism] نوشته ژان کلنز [Jean Kellens]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «مقالاتی درباره زردشت و دین زردشتی» عنوانی کتابی از «ژان کلنز» است که با ترجمه احمدرضا قائم‌مقامی از سوی نشر فرزان روز منتشر و به چاپ چهارم رسیده است.

ژان کلنز از بزرگ‌ترین متخصصان ادبیات ایران باستان است که عمر خود را صرف فهم و شرح دشوارترین آثار کهن ایرانی یعنی اوستا، کتاب مقدس زردشتیان کرده است؛ بین سال‌های ۱۹۸۸ و ۱۹۹۱ با مشارکت اریک پیرار قدیمی‌ترین متون اوستایی را که گاهان منسوب به زردشت را نیز شامل است، تصحیح، ترجمه و نشر کرد که می‌تواند اساس مطالعات جدید درباره اوستای قدیم قرار گیرد. از آن زمان به بعد هم کلنز در ضمن آثار خود پیوسته بر دانش ما به این متون و متون اوستای جدید افزوده است.

کتاب حاضر حاوی بعضی مقالات او در بین سال‌های ۱۹۸۷ و ۱۹۹۴ و از آن میان چهار خطابه او به سال ۱۹۹۰ در کلژدفرانس است که در واقع مهم‌ترین اثر کلنز درباره اوستای قدیم به شمار می‌رود.

«خصوصیات دین قدیم مزدایی»، «دین هخامنشیان؛ سوالات اولیه»، «زردشت و اوستای قدیم، چهار خطابه در کلژ دُ فرانس»، «جم و مرگ» و «آیین‌های نظری دین مزدایی قدیم» عناوین مقالات این کتاب را تشکیل می‌دهند.

«مقالاتی درباره زردشت و دین زردشتی» در ۱۵۵ صفحه و با قیمت ۵۰ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...