رمان «مدار صفر درجه» نوشته احمد محمود توسط انتشارات معین به چاپ پانزدهم رسید.

مدار صفر درجه» نوشته احمد محمود

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «مدار صفر درجه» درباره زندگی مردم جنوب ایران و خسارات ناشی از جنگ تحمیلی است و برای اولین‌بار سال ۱۳۷۲ در قالب یک‌مجموعه سه‌جلدی به چاپ رسید.

مجموع ۳ جلد این‌رمان با هزار و ۷۸۲ صفحه چاپ شد. نفت و عدم دسترسی مردمی که روی این نعمت زندگی می‌کنند، از جمله مسائلی است که در این اثر داستانی مورد توجه قرار گرفته است. آدم‌های این‌داستان روی نعمت و گنجی به‌نام نفت زندگی می‌کنند اما از نظر معیشت، در فقر و نکبت دست و پا می‌زنند.

این‌کتاب سال ۱۳۹۶ به چاپ یازدهم رسید و سال گذشته هم با چاپ چهاردهم به بازار نشر آمد. حالا نسخه‌های چاپ پانزدهم آن در اردیبهشت ۱۴۰۰ به بازار عرضه شده‌اند.

چاپ پانزدهم این‌کتاب با قیمت ۲۷۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌مهری و خیانت مادر به پدر، خانواده را دچار تشنج می‌کند. موجب می‌شود آلیسا نفرت عمیقی از عشق زمینی پیدا کند. آلیسا برای رفع این عقده به عشق آسمانی پناه می‌برد و نافرجامی برای خود و ژروم و ژولیت به بار می‌آورد... بکوشید از در تنگ داخل شوید. دری که به تباهی منتهی می‌شود، فراخ و راه آن گسترده است زیرا دری که به حیات منتهی می‌شود، تنگ است. برای ژروم این در همان در اتاق آلیسا است ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...