رمان «مدار صفر درجه» نوشته احمد محمود توسط انتشارات معین به چاپ پانزدهم رسید.

مدار صفر درجه» نوشته احمد محمود

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «مدار صفر درجه» درباره زندگی مردم جنوب ایران و خسارات ناشی از جنگ تحمیلی است و برای اولین‌بار سال ۱۳۷۲ در قالب یک‌مجموعه سه‌جلدی به چاپ رسید.

مجموع ۳ جلد این‌رمان با هزار و ۷۸۲ صفحه چاپ شد. نفت و عدم دسترسی مردمی که روی این نعمت زندگی می‌کنند، از جمله مسائلی است که در این اثر داستانی مورد توجه قرار گرفته است. آدم‌های این‌داستان روی نعمت و گنجی به‌نام نفت زندگی می‌کنند اما از نظر معیشت، در فقر و نکبت دست و پا می‌زنند.

این‌کتاب سال ۱۳۹۶ به چاپ یازدهم رسید و سال گذشته هم با چاپ چهاردهم به بازار نشر آمد. حالا نسخه‌های چاپ پانزدهم آن در اردیبهشت ۱۴۰۰ به بازار عرضه شده‌اند.

چاپ پانزدهم این‌کتاب با قیمت ۲۷۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...