چاپ دوم کتاب «هزینه گفت‌وگو» نوشته محمدباقر اصلیان، به همت نشر سیب سرخ به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

هزینه گفت‌وگو محمدباقر اصلیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «پیرمرد مقداری از لیوان شیر را سرکشید و گفت: دیشب بارون مثل همیشه دل‌انگیز نبود؛ یعنی اون شکل زیباش رو نداشت. بی‌وقفه می‌بارید و حوصله‌ی آدم رو سرمی‌برد.

آدم فکر می‌کرد دیگه بند نمیاد. یعنی من این‌طور فکر می‌کردم. من یه پیرمرد هفتاد و دو ساله‌ام که زیر سابیان مغازه‌ای در انتظار پایان کابوس بارون بودم و مدام خودم رو نفرین می‌کردم که نصف شبی هوس شیر کرده بودم و به عقلم نرسیده بود اون موقع مغازه‌ها تعطیل باشن.

هیچ نشونی از بند اومدن تو قیافه‌ی بارون هم نبود. با خودم گفتم چرا باید این موقع که من از خونه دربیام بارون بگیره؟ چرا همش شب بارون می‌گیره؟ الان حتما برق قطع شده و یه خونه خالی و تاریک تو محله‌ی تاریک جون می‌ده واسه دزدی.»

چاپ دوم کتاب «هزینه گفت‌وگو» نوشته محمدباقر اصلیان، در 153 صفحه، به قیمت 51 هزار تومان، در قطع رقعی و جلد شومیز، به همت نشر سیب سرخ به بازار کتاب راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...