تازه‌ترین اثر داستانی یوسف علیخانی به نام «زاهو» از سوی نشر آموت به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

یوسف علیخانی زاهو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایبنا، داستان «زاهو» که در پنجشنبه‌روزی از ماهِ پنجم سال در مناچال آغاز می‌شود، از مردمی سخت جان، پرتلاش و کم‌روزی می‌گوید که آب و خاک سرگذشت‌شان را رقم می‌زند. رمان سرشار از داستان‌های در هم تنیده همراه با جزییات بسیار است.

در «زاهو» روایت را برعهده کودکی گذاشته که به خاطر شرایط زیستی‌اش بیشتر از سنش می‌داند، می‌فهمد و تحلیل می‌کند. راویِ صادقی که همواره می‌پرسد و جست‌وجو می‌کند تا هیچ پرسشی در ذهن مخاطب بی‌جواب باقی نماند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«ناهید می‌تاخت اما بادِ بال‌های پرنده، چنان نزدیک شده بود که می‌دانستم ناهید، چهار پا که هیچ، چهل پا هم داشته باشد، نمی‌تواند از دستِ پرنده فرار کند. سرم را پایین آورده و پشتِ گردنِ ناهید را گرفته بودم که سرعت‌اش کم نشود. هروقت این کار را می‌کردم، ناهید تندتر می‌تاخت. با دستم گردنِ ناهید را نوازش می‌کردم. دوست نداشتم دیگر به پشتِ سرم نگاه کنم. دوست نداشتم به هیچ چیزی فکر کنم. اگر هم قرار بود پرنده بگیردم، خیالی نبود. حاضر بودم بگیردم و چنگال‌هایش را فرو کند در پهلوهایم. خواستم به هیچ چیزی فکر نکنم. حتی نخواستم به آقا فکر کنم. نخواستم به راه فکر کنم. خیلی وقت‌ها قبل‌تر خیال کرده بودم که یک روزی از مناچال بروم.»

رمان «زاهو» نوشته یوسف علیخانی، در 680 صفحه، با شمارگان 3300 نسخه، به قیمت 180 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد گالینگور و از سوی نشر آموت راهی بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...