رمان «باغ تلو» مجید قیصری اجازه‌ی تجدید چاپ ندارد.

باغ تلو اجازه‌ی تجدید چاپ ندارد!

مجید قیصری در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، به طولانی شدن روند اعطای مجوز به آثاری كه در زمینه‌ی ادبیات دفاع مقدس نوشته شده‌اند، اعتراض كرد و گفت: رمان «باغ تلو» كه در سال 1385 منتشر شد، منتظر دریافت مجوز برای تجدید چاپ دوم است و فعلا اجازه‌ی تجدید چاپ ندارد؛ به نوعی می‌گویند بی‌خیالش شوید و نمی‌گویند مشكلش چیست. رمان «باغ تلو» پیش‌تر با واكنش افرادی از جمله سمیرا اصلانپور - مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور بانوان - مواجه شده است. اصلانپور سال گذشته در نشست خبری كتاب سال بانوی فرهنگ درباره‌ی رمان «‌باغ تلو»، كه برگزیده‌ی جایزه‌ی مهرگان شده است، گفت: از این كتاب نمی‌شود به‌عنوان كتابی در زمینه‌ی دفاع مقدس یاد كرد؛ بلكه اهانت به زنان آزاده است و زنان آزاده باید بیایند دفاع كنند. همچنین به‌دلیل اصول غیرارزشی كه این اثر داشت، به مرحله‌ی نیمه‌نهایی ما هم نرسیده است. راضیه تجار نیز در این نشست با تأكید بر این‌كه ضرورت دارد در آثار نوشته‌شده توسط نویسندگان ایرانی، نشانی از فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی باشد، از این كتاب به‌عنوان توهین آشكار به مقام زن یاد كرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...