رمان «باغ تلو» مجید قیصری اجازه‌ی تجدید چاپ ندارد.

باغ تلو اجازه‌ی تجدید چاپ ندارد!

مجید قیصری در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، به طولانی شدن روند اعطای مجوز به آثاری كه در زمینه‌ی ادبیات دفاع مقدس نوشته شده‌اند، اعتراض كرد و گفت: رمان «باغ تلو» كه در سال 1385 منتشر شد، منتظر دریافت مجوز برای تجدید چاپ دوم است و فعلا اجازه‌ی تجدید چاپ ندارد؛ به نوعی می‌گویند بی‌خیالش شوید و نمی‌گویند مشكلش چیست. رمان «باغ تلو» پیش‌تر با واكنش افرادی از جمله سمیرا اصلانپور - مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور بانوان - مواجه شده است. اصلانپور سال گذشته در نشست خبری كتاب سال بانوی فرهنگ درباره‌ی رمان «‌باغ تلو»، كه برگزیده‌ی جایزه‌ی مهرگان شده است، گفت: از این كتاب نمی‌شود به‌عنوان كتابی در زمینه‌ی دفاع مقدس یاد كرد؛ بلكه اهانت به زنان آزاده است و زنان آزاده باید بیایند دفاع كنند. همچنین به‌دلیل اصول غیرارزشی كه این اثر داشت، به مرحله‌ی نیمه‌نهایی ما هم نرسیده است. راضیه تجار نیز در این نشست با تأكید بر این‌كه ضرورت دارد در آثار نوشته‌شده توسط نویسندگان ایرانی، نشانی از فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی باشد، از این كتاب به‌عنوان توهین آشكار به مقام زن یاد كرد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...