مهسا ملک‌مرزبان مترجم و گوینده که رمان «اگر می‌دانستی تا کی زنده هستی، چطور زندگی می‌کردی؟» [The Immortalists] نوشته کلوئه بنجامین [Chloe Benjamin] را سال گذشته ترجمه کرده است، به هنرآنلاین توضیح داد: این اثر که توسط نشر نیماژ نشر خواهد یافت در انتظار مجوز است.

اگر می‌دانستی تا کی زنده هستی، چطور زندگی می‌کردی؟» [The Immortalists] نوشته کلوئه بنجامین [Chloe Benjamin]

به گفته او، داستان این رمان 400 صفحه‌ای در یک خانواده 6 نفره‌ می‌گذرد و اصل قضیه با حضور دو خواهر و دو برادر پیش می‌رود.

ملک‌مرزبان با بیان این که محتوای کتاب به تقدیر مرتبط است، ادامه داد: این اثر داستان پیچیده‌ای دارد ولی بسیار جذاب است؛ در ارتباط با این که اگر آدم‌ها تقدیر خود را بدانند چطور رفتار می‌کنند؟ و این که چرا ما تقدیر خود را نمی‌دانیم؟. ندانستن این موضوع باعث می‌شود که بهتر زندگی کنیم یا تصمیماتی بگیریم که ما را به سمت دیگری ببرد.

او افزود: کلوئه بنجامین نویسنده جوان آمریکایی با وجود این که تازه کار است و یکی، دو رمان بیشتر منتشر نکرده توسط منتقدان و نویسندگان زیادی مورد تقدیر قرار گرفته است.

ملک‌مرزبان که این روزها مشغول ترجمه رمان «برتا ایسلا» جدیدترین نوشته خابیر ماریاس است، تصریح کرد: این رمان به لحاظ محتوایی با دو کتاب «شیفتگی‌ها» و «قلبی به این سپیدی» این نویسنده که خودم ترجمه کرده‌ام، متفاوت است ولی قصه بسیار جذابی دارد و به زودی ترجمه آن تمام می‌شود.

او با بیان این که کتاب «برتا ایسلا» توسط نشر چشمه منتشر خواهد شد، افزود: این رمان جاسوسی است و زندگی یک جاسوس را در قالب تقدیر و سرنوشتی که قابل پیش‌بینی نیست، روایت می‌کند. در طول داستان اتفاقاتی رخ می‌دهد که خواننده با شگفتی‌های مواجه می‌شود.

مهسا ملک‌مرزبان متولد 1353، تهران است. او در حوزه‌های ترجمه، روزنامه‌نگاری، گویندگی، اجرا، برنامه‌سازی و تهیه‌کنندگی فعالیت دارد. کتاب‌های «هفده انگلیسی مسموم» اثر گابریل گارسیا مارکز، «خرید قلاب ماهی‌گیری برای پدربزرگ» اثر گائو زینگ جیان، «بودن» اثر یرژی کاشینسکی، «روز سرنوشت» اثر دیوید بالداچی، «راز کلاه رومی» اثر الری کویین، «ورت‌های کاغذی» اثر راشل اندرسون، «خاطرات روزانه سیلویا پلات» اثر سیلویا پلات و «فانی و الکساندر» اثر اینگمار برگمن از جمله آثاری است که با ترجمه او منتشر شدند.

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...