«خانه‌ی خواب» نوشته‌ جاناتان کو با ترجمه‌ اشکان غفاریان دانشمند، روانه‌ کتابفروشی‌ها شد.

به گزارش مهر، «خانه‌ی خواب» نوشته‌ جاناتان کو، رمانی روانشناختی است که روایتگر زندگی چند دانشجو است که مدتی در یک خانه با هم زندگی می‌کنند، عاشق می‌شوند و ناگهان سرنوشت آن‌ها را از هم دور می‌کند. شخصیت‌های رمان مدام در تکاپوی تحلیل احساسات و درگیری‌های عاطفی‌شان هستند و سال‌ها بعد از اتمام تحصیل دوباره اتفاقات زندگی سرنوشتشان را به هم پیوند می‌زند و آنچه نقطه‌ اشتراک آنهاست چیزی نیست به جز خواب. سارا دختری است که از یک اختلال خواب نادر رنج می‌برد و گاهی آنقدر رویاهای واضح می‌بیند که نمی‌تواند آن‌چه در خواب دیده از رویدادهای واقعی تشخیص دهد و کار تا آنجا پیش می‌رود که همه درگیر خواب‌های سارا و مشکلات خودشان با خواب می‌شوند اما... این رمان سال ۱۹۹۸ برنده‌ی جایزه‌ مدیسی و همچنین انجمن نویسندگان انگلستان شده است.

از جاناتان کو، پیشتر رمان «تنهایی هولناک مکسول سیم» توسط همین مترجم به فارسی برگردانده شده و این نویسنده به مخاطب فارسی‌زبان معرفی شده بود.

جاناتان کو متولد سال ۱۹۶۱ در بیرمنگام انگلستان است و سال‌ها به‌عنوان استاد شعر انگلیسی و همچنین موسیقیدانی برجسته فعالیت داشت و در عین حال به نوشتن رمان می‌پرداخت. کو در نهایت در زمینه‌ رمان‌نویسی شهرتی جهانی پیدا کرد و از سوی دولت فرانسه به او لقب «افسر» اعطا شد. لقبی که پیش از این به نویسنده‌ای همچون الیوت اعطا شده است. او همچنین جایزه‌ی ارزشمند ساموئل جانسون را در کارنامه دارد.

ترجمه‌ فارسی کتاب «خانه‌ی خواب»۳۶۷ صفحه و قیمت پشت جلد آن ۴۹۰۰۰ تومان است.

فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...