مراسم اعلام برنده جایزه بوکر بین‌المللی برگزار شد و «شب‌ها همه خون‌ها سیاه است» [At Night All Blood Is Black] نوشته دیوید دیوپ [David Diop]، نویسنده سیاه‌پوست فرانسوی به عنوان برنده معرفی شد تا دیوپ اولین نویسنده فرانسوی برنده بوکر شود.

شب‌ها همه خون‌ها سیاه است» [At Night All Blood Is Black] نوشته دیوید دیوپ [David Diop]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مراسم اعلام برنده بوکر بین‌المللی به دلیل شیوع ویروس کرونا به صورت آنلاین برگزار شد و دیوید دیوپ فرانسوی و آنا موسچوواکیس، مترجم کتاب موفق شدند جایزه 50 هزار پوندی را با خود به خانه ببرند. آقای دیوپ پیش از این در میان نامزدهای جایزه معتبر گنکور در فرانسه هم قرار گرفته است.

«شب‌ها همه خون‌ها سیاه است» از زاویه دید آلفا نادیه، سربازی فرانسه در جنگ جهانی اول روایت می‌شود و داستان دیوانه شدن نادیه در میدان نبرد را هنرمندانه ارائه می‌کند.

لوسی هیوز-هالت، رییس هیئت داوران امسال درباره برنده گفت: «داستانی جذاب و شگفت‌انگیز که شاعرانه و در عین حال شوکه‌کننده است و به شکلی وارد ناخودآگاه خواننده می‌شود که فراتر از عقل و حتی موضوع کتاب است. باید این کتاب را بخوانید و بی‌شک پس از خواندنش تغییر می‌کنید.»

دیوید دیوپ در فرانسه به دنیا آمد و در سنگال بزرگ شد و در حال حاضر در دانشگاه پاو در جنوب فرانسه به تدریس ادبیات مشغول است. دیوپ اولین نویسنده فرانسوی است که برنده جایزه معتبر بوکر می‌شود.

جایزه 50 هزار پوندی بوکر بین‌المللی، که طبق قانون باید به طور مساوی بین نویسنده و مترجم اثر برنده تقسیم شود، پیش از این به نویسندگانی چون اولگا توگارچوک، نویسنده لهستانی و نوبلیست سال 2018 و هان کنگ، نویسنده کره‌ای رسیده است.

فرانسه و اسپانیا هر کدام با داشتن دو نماینده بیشترین حضور را در فهرست نهایی داشتند. پس از آن دانمارک و روسیه هر کدام با یک اثر در میان نامزدهای نهایی بوکر بین‌المللی در سال 2021 حضور داشتند.

«خطرات سیگار کشیدن در رختخواب» نوشته ماریانا انریکز و ترجمه مگان مکداول از اسپانیا، «وقتی جهان را درک نمی‌کنیم» نوشته بنجامین لاباتوت و ترجمه آدرین نستان وست از اسپانیا، «کارمندان» نوشته اُلگا ریون و ترجمه مارتین آیتکن از دانمارک، «به یاد خاطره» نوشته ماریا استوپونوا و ترجمه ساشا داگدیل از روسیه، «جنگ بیچارگان» نوشته اریک وویلارد و ترجمه مارک پولیزوتی از فرانسه دیگر آثار حاضر در فهرست نهایی بودند.

هیئت پنج نفره داوران برای انتخاب نامزدهای اولیه 125 کتاب را مورد بررسی قرار دادند. لوسی هیوز-هالت، مورخ و رییس هیئت داوران درباره آثار بررسی‌شده امسال گفت: «مهاجرت، دردهای ناشی از آن و همچنین ارتباط بین دنیای مدرن از موضوعات اصلی آثار شرکت‌کننده در سال جاری بود. همه نویسندگان در کشورهای خودشان نیستند. خیلی‌ها در کشور خودشان حضور دارند و داستان‌های شگفت‌انگیزی می‌نویسند. نویسندگان از مرزها عبور می‌کنند و کتاب‌ها نیز مرزها را درمی‌نوردند.»

جایزه بوکر بین‌المللی هر سال برگزار و به آثاری تعلق می‌گیرد که به زبان انگلیسی ترجمه و در بریتانیا و ایرلند منتشر شده باشد. تلاش بنیاد بوکر ترغیب و تشویق آثار داستانی در سراسر دنیا و ارتقای کار مترجمین است. رمان‌ها و مجموعه‌های داستان کوتاه اجازه حضور در این رقابت بزرگ و مهم را دارند. جایزه پنجاه هزار پوندی بین نویسنده و مترجم اثر برنده به طور مساوی تقسیم می‌شود.

سال گذشته «ناراحتی شب» نوشته ماریکه لوکاس رینولد و ترجمه میشل هاچیسون از هلند به عنوان برنده معرفی شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...