رمان «کسی که می‌شناسیم» [Someone we know] نوشته شاری لاپنا [Shari Lapena] با ترجمه عباس زارعی توسط نشر آموت در 308 صفحه و با قیمت 49 هزار تومان منتشر شد.

سی که میشناسیم [Someone we know] نوشته شاری لاپنا [Shari Lapena]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب داستان نوجوانی است که در یکی از حومه‌های آرام و سرسبز نیویورک، دزدانه وارد خانه‌ی همسایه‌ها می‌شود و به کامپیوترشان سرک می‌کشد، از رازهای آن‌ها آگاه می‌شود و بعضی از اسرارشان را برملا می‌کند... او کیست و این رازها چیستند؟ دو نامه‌ی بی‌نام و نشان از راه می‌رسد و به شایعات دامن می‌زند، زمزمه‌های بدگمانی آغاز می‌شوند... ناگهان جسد زنی از همسایگان کشف می‌شود و تنش‌ها به اوج خود می‌رسند. قاتل زنِ همسایه‌ کیست؟

این‌جا فقط زن و شوهرها نیستند که حقیقت را به بازی گرفته‌اند، بلکه همه‌ی اعضای خانواده چیزی را پنهان می‌کنند، و تو هرگز نمی‌توانی تصور کنی که چه کارهایی از آدم‌‌ها برمی‌آید...‌

شاری لاپنا، نویسنده رمان‌های پرفروش پلیسی و معمایی، پیش از روی آوردن به نویسندگی به کار وکالت و تدریس زبان انگلیسی مشغول بود. فضای رمان‌های این نویسنده پر از معما، تعلیق و هیجان است. او به عمق ذهن و روان شخصیت‌ها نفوذ می‌کند و از انگیزه‌های آنها پرده برمی‌دارد. «کسی که می‌شناسیم» تازه‌ترین اثر این نویسنده است که اندکی پس از انتشار در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز و یوکی ساندی‌تایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۱۹ جزو برترین کتاب‌های «گلوب اند میل» شد.

عباس زارعی، متولد ۱۳۶۱ قزوین، کارشناس مترجمی و کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد. پیش از این، کتاب های «زندگی اسرار آمیز»، «مزرعه حیوانات»، «جاناتان مرغ دریایی»، «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد»، «زن همسایه»، «غریبه ای در خانه»، «مهمان ناخوانده» و «اگر حقیقت این باشد»، از این مترجم در نشر آموت به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...