رمان «انار و فرشته مرگ» نوشته عطا محمد با ترجمه رضا کریم‌مجاور توسط نشر نگاه منتشر و راهی بازار نشر شد.

انار و فرشته مرگ عطا محمد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب، سال ۲۰۱۸ منتشر شده و ترجمه‌اش، صدوسی‌ویکمین عنوان از مجموعه «چشم و چراغ» است که نگاه چاپ می‌کند.

عطا محمد نویسنده کرد عراقی، متولد سال ۱۹۷۰ در سلیمانیه است و هم‌اکنون در استکهلم سوئد زندگی می‌کند. او در زمان حکومت صدام و پس از حمله عراق به کویت، پس از جنگ و ناامنی‌های کشورش‌، مهاجرت کرد. مجموعه‌داستان‌های «میراث ایل‌ها»، «مهره‌های رؤیا»، «دست‌نوشته نخست و کتاب رؤیا»، «فریب و مخفی‌کاری»، «تینا و قصه‌های رؤیایی»، «تارزن رنگ‌ها» و رمان‌های «سفرهای شفاف سلطان در تنهایی»، «مصیبت‌های خانواده میخک»، «گیلاس خون»، «فهرست»، «خواجه نصرالدین که بر سر خنده کشته می‌شود»، «راهنمای نویسندگان مقتول»، «سایه و مرگ تصویرها» و متن روایی «کتاب حاشیه‌نگاران» دیگر آثاری هستند که این‌نویسنده در کارنامه دارد.

مسائل فلسفی و اتفاقات دنیای معاصر، از جمله موضوعاتی هستند که عطا محمد در داستان‌هایش به آن‌ها می‌پردازد. او که چندسالی است به‌عنوان پناهنده در اروپا زندگی می‌کند، رویاها و آرزوهای مهاجران را هم در داستان‌هایش نشان می‌دهد. رمان‌ «انار و فرشته مرگ» این‌نویسنده که تاکنون چنداثرش به فارسی ترجمه و چاپ شده، تلاشی برای رسیدن به پاسخ این‌سوال است که من هستم که زندگی می‌کنم یا داستانِ من؟

«انار و فرشته مرگ» با همان‌نگاه فلسفی، درباره مسائلی چون اضطراب و دلهره، افسردگی، آشفتگی، فضای مجازی، پرخوری، شتاب زندگی معاصر و ... است.

این‌کتاب با ۱۸۲ صفحه و قیمت ۲۳ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...