نگاهی موشکافانه به جامعه | الف


اگر بنا بر ترسیم چشم‌اندازی کلی از عصر ویکتوریایی باشد، آثار دیکنز در این باره کمک شایانی می‌کنند. آن‌ها آینه‌ی تمام‌نمای سبک زندگی و طبقه‌بندی‌های اجتماعی در قرن نوزدهم و دوران استیلای ملکه ویکتوریا بر بریتانیا هستند. دورانی که قدرت این کشور و گستره‌ی فرمانروایی‌اش به اوج خود رسیده بود، اما چیزی از نابه‌سامانی‌های اجتماعی و اختلافات طبقاتی کم نشده بود. این مسأله در کتاب‌های دیکنز نمودی چشمگیر دارد؛ گاهی از جنبه‌ی روانکاوانه به آن می‌پردازد و گاه نگاهی جامعه‌شناسانه درباره‌اش پیدا می‌کند. به همین دلیل برای آثار دیکنز طیف گسترده‌ای از موضوعات را می‌توان در نظر گرفت که در همگی آن‌ها سبک خاص نوشتاری دیکنز و طنز تلخ و گزنده‌ی او را با خود دارند. کتاب «راز اِدوین دِرود» آخرین اثر دیکنز و با ویژگی‌های سبکی و نگاه انتقادی منحصربه‌فرد اوست.

راز اِدوین دِرود» [‏‫The mystery of Edwin Drood]

رمان «راز اِدوین دِرود» [‏‫The mystery of Edwin Drood] را می‌توان اثری چندوجهی نامید، زیرا علاوه بر انعکاس جامعه‌ی ویکتوریایی و تمرکز بر مسائل روز آن دوره، بُعدی معمایی نیز دارد. دیکنز در این کتاب به موشکافی بافت اجتماعی لندن روزگار خودش می‌پردازد و در کنار آن جنبه‌ای ماجراجویانه نیز به داستانش می‌بخشد. به همین خاطر آدم‌ها در این کتاب از دو جنبه‌‌ی متفاوت زندگی فردی و اجتماعی قابل ارزیابی‌اند. نویسنده هم مسائل شخصی و عاطفی آن‌ها را واکاوی می‌کند و هم حضور آن‌ها را در عرصه‌ی اجتماعی پی می‌گیرد و همیشه هم در این دو حوزه‌ موضوعات متنوعی می‌توان یافت که به قصه‌های دیکنز غنا ببخشند و برای خوانندگان جذابیت داشته باشند.

گرچه کتاب نام اِدوین دِرود را بر خود دارد، اما داستان آن بیش‌تر بر دایی او، آقای جاسپر تمرکز دارد. او مردی است که وجوه مختلف و گاه متناقض شخصیتی از خود نشان می‌دهد. گرچه معلم موسیقی و سرپرست گروه کر کلیسا و همواره همراه و همنشین کشیش و اسقف است، اما زندگی شخصی‌اش چندان روال مذهبی را طی نمی‌کند. او اغلب به محلی برای مصرف تریاک می‌رود و گاهی نمی‌توان برای مناسبات اجتماعی‌اش توجیهی منطقی پیدا کرد. فصل آغازین کتاب نیز گریزی به این زندگی پررمز و راز دارد و زمینه را برای مطرح شدن معماهای بعدی درباره‌ی او فراهم می‌کند.

جاسپر چهره‌ای موجه و عموماً محبوب جامعه از خود نشان می‌دهد و همه از خواهرزاده‌اش اِدوین گرفته تا کشیش‌ها و آدم‌های واسطه‌ی خانه‌ای که برای مصرف تریاک به آن‌جا می‌رود، شیفته‌ی معاشرت با او هستند و اخبارش را دنبال می‌کنند. اما شاید بیش از همه جاسپر برای خواهرزاده‌اش جذابیت داشته باشد. اِدوین با این‌که تفاوت سنی چندانی با دایی‌اش ندارد و در برخی موارد منتقد کارهای اوست، اما اعتراف می‌کند که در بسیاری مسائل دنباله‌رو اوست و تحسینش می‌کند. شاید همین موضوع به معماهایی که بعدها درباره‌ی ارتباط اِدوین و جاسپر مطرح می‌شود، ماهیت پیچیده‌تری هم می‌بخشد.

اِدوین دِرود که حضور نه چندان بلندی در داستان دارد نیز از شخصیت‌های کلیدی این رمان به شمار می‌آید. اِدوین در گردابی از عواطف و جاه‌طلبی‌ها غوطه می‌خورد و در مورد مسائل بسیاری از جمله نامزدی‌اش با دختری به نام رزا باد که در مدرسه راهبه‌ها درس می‌خواند، دچار تردید است. ملاقات‌های کوتاه این زوج اغلب به دعوا و کدورت منجر می‌شود و اِدوین را درباره‌ی آینده مرددتر می‌سازد. رزا روحیه‌ای حساس دارد و درصدد است اِدوین را متوجه تمامی دغدغه‌های خود نماید. اما اِدوین حوصله و مجال گوش دادن به او را ندارد و اغلب از شکل گرفتن گفت‌وگویی سازنده و عمیق می‌گریزد.
راه حل فوری ضعیفی چشم، آستیگمات و پیرچشمی!

رابطه‌ی آسیب‌پذیر اِدوین و رزا، اطرافیان را درباره‌ی آن‌ها کنجکاوتر می‌کند و میدان را برای ورود رقبا می‌گشاید. یکی از این رقبا جاسپر است که در جذابیت و رمانتیک بودن چیزی از اِدوین کم ندارد. جاسپر به رزا علاقه پیدا کرده، اما همه‌چیز را به راحتی رو نمی‌کند و رفتارهای مرموزش به شک و شبهه‌ها درباره‌اش دامن می‌زند. وقتی اِدوین ناپدید می‌شود و به قتل می‌رسد یکی از مظنونین اصلی جاسپر است که در امور فراوانی با او رقابت داشته و ممکن است انگیزه‌های کافی برای از میان برداشتنش داشته باشد.

همانند تمامی آثار دیکنز، در این رمان نیز تعدد شخصیت را می‌توان شاهد بود. افراد بسیاری حول قهرمان‌های داستان را گرفته‌اند که هر یک نقش مهمی در تکمیل پازل معمایی دیکنز دارند. از جمله‌ی این افراد نویل است که او نیز در بسیاری ویژگی‌ها از جمله تشخص و کاریزما با جاسپر و اِدوین در رقابت است و تقابلش با این دایی و خواهرزاده تا آن‌جا پیش می‌رود که او را نیز یکی از افراد بالقوه دخیل در ماجرای اِدوین می‌دانند. تفاوت‌های طبقاتی این‌جا نیز خود را به شکل قابل ملاحظه‌ای نشان می‌دهند و وزنه‌ای سنگین را در تعاملات اجتماعی این رمان از آن خود می‌کنند.

رمان «راز اِدوین دِرود» جدا از این‌که می‌تواند به‌عنوان یک اثر معمایی مطالعه شود، از جنبه‌ی جامعه‌شناختی نیز اهمیتی ویژه دارد. دیکنز مکان‌های عمومی متنوعی برای رویارویی شخصیت‌هایش انتخاب می‌کند و در هر یک پرده از معضلاتی برمی‌دارد که طبقات مختلف جامعه درگیر آن هستند. او برای هر یک از آدم‌های داستانش پیشینه‌ای مفصل و غنی می‌سازد و به همین علت است که کار گمانه‌زنی برای حل معما در مراحل مختلف قصه برای مخاطب تسهیل می‌شود. پرونده‌ی شخصیت‌های دیکنز به واقعیت موجود در جامعه‌ی ویکتوریایی آن روزگار بسیار نزدیک است و از این رو، خواندن این اثر شبیه مرور برگ‌هایی از کتاب تاریخ قرن نوزدهم و عصر ویکتوریاست.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...