رمان «ارتقا» [upgrade] نوشته بلیک کراوچ [blake crouch] با ترجمه هادی سالارزهی توسط نشر نون منتشر شد.

ارتقا» [upgrade] نوشته بلیک کراوچ [blake crouch

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «تو قدم بعدی برای تکمیل بشریت هستی...» اگر این حرف درست باشد چه؟ چه می‌شود اگر تمرکز بهتری داشته باشید، بتوانید در آنِ واحد کارهای مختلفی را با سرعت زیاد انجام دهید، حافظه قوی‌تری داشته باشید و به خواب کمتری احتیاج پیدا کنید؟ لوگان رمزی در حال تجربه همین اتفاقات است. محیط پیرامون و مهم‌ترین اشخاص زندگی‌اش، جلوه جدیدی برای او پیدا کرده‌اند. شاید توالی ژنتیکی‌اش هک شده باشد؛ شاید در معرض یک ارتقا قرار گرفته باشد.

میراث خانوادگی رمزی چندین سال است زندگی او را تحت تأثیر قرار داده و امنیت‌اش را به خطر انداخته است. اکنون فرصتی برای او پیش آمد تا با همه‌گیر کردن ارتقا، سایه این ننگ را از سر همه خانواده‌اش پاک کند. او برای پیروز شدن در جنگی که بشریت را تهدید می‌کند، باید به چیزی متفاوت تبدیل شود... به چیزی خارق‌العاده. آیا حاضرید غیرممکن‌ها را تجربه‌ کنید؟

بلیک کراوچ نویسنده خلاق و محبوب برای اولین‌بار در ایران توسط نشر نون با رمان «ماده تاریک» معرفی شد و حالا رمانی دیگر از کراوچ. «ارتقا» همان کتابی‌ست که مدت‌ها پس از خواندن، ذهن‌تان را به خود مشغول می‌کند.

رمان «ارتقا» نوشته بلیک کراوچ با ترجمه هادی سالارزهی در ۳۷۶ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و با قیمت ۱۴۹ هزار تومان در نشر یادشده عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...