رمان «خدمتکار و پروفسور» [The Housekeeper and the Professor] اثر یوکو اوگاوا [Yōko Ogawa] برای سیزدهمین نوبت تجدید چاپ شد.

خدمتکار و پروفسور» [The Housekeeper and the Professor] اثر یوکو اوگاوا [Yōko Ogawa]

به گزارش مهر، داستان این رمان درباره زن جوانی است که پرستاری از پروفسور پیری که نابغه‌ی ریاضیات است را به عهده می‌گیرد. پروفسور در سانحه‌ای حدود هفده سال پیش از شروع داستان، حافظه‌اش را به طرز عجیبی از دست داده است؛ او قادر به یادآوری تنها هشتاد دقیقه است و بعد از سپری شدن این زمان همه آنچه را که پیش آمده از یاد می‌برد. تنها چیزی که به یاد می‌آورد اعداد و معادلات سخت ریاضی است و بخشی از خاطراتی که به ۱۷ سال قبل باز می‌گردد.

«یوکو اوگاوا» ریاضی دان و نویسنده ژاپنی تاکنون بیش از سی رمان نوشته و منتشر کرده است.

رمان «خدمتکار و پروفسور» * با نام اصلی «معادله محبوب پروفسور» در سال ۲۰۰۴ منتشر و بلافاصله مبدل به پرفروش‌ترین کتاب سال ژاپن گردید. این رمان در سال ۲۰۰۸ به انگلیسی ترجمه شد. در سال ۱۳۹۱ برای اولین بار توسط «کیهان بهمنی» به فارسی برگردانده و توسط نشر آموت منتشر شد.

این رمان در چاپ تازه با قیمت ۳۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...