رمان «خدمتکار و پروفسور» [The Housekeeper and the Professor] اثر یوکو اوگاوا [Yōko Ogawa] برای سیزدهمین نوبت تجدید چاپ شد.

خدمتکار و پروفسور» [The Housekeeper and the Professor] اثر یوکو اوگاوا [Yōko Ogawa]

به گزارش مهر، داستان این رمان درباره زن جوانی است که پرستاری از پروفسور پیری که نابغه‌ی ریاضیات است را به عهده می‌گیرد. پروفسور در سانحه‌ای حدود هفده سال پیش از شروع داستان، حافظه‌اش را به طرز عجیبی از دست داده است؛ او قادر به یادآوری تنها هشتاد دقیقه است و بعد از سپری شدن این زمان همه آنچه را که پیش آمده از یاد می‌برد. تنها چیزی که به یاد می‌آورد اعداد و معادلات سخت ریاضی است و بخشی از خاطراتی که به ۱۷ سال قبل باز می‌گردد.

«یوکو اوگاوا» ریاضی دان و نویسنده ژاپنی تاکنون بیش از سی رمان نوشته و منتشر کرده است.

رمان «خدمتکار و پروفسور» * با نام اصلی «معادله محبوب پروفسور» در سال ۲۰۰۴ منتشر و بلافاصله مبدل به پرفروش‌ترین کتاب سال ژاپن گردید. این رمان در سال ۲۰۰۸ به انگلیسی ترجمه شد. در سال ۱۳۹۱ برای اولین بار توسط «کیهان بهمنی» به فارسی برگردانده و توسط نشر آموت منتشر شد.

این رمان در چاپ تازه با قیمت ۳۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...