رمان «دفن ساردین» اثر فرناندو آرابال با ترجمه‌ متین کریمی توسط نشر نیماژ منتشر شد.

به‌گزارش مهر، «دفن ساردین» را به‌روایتی آغازگر ادبیات اضطراب دانسته‌اند. شاهکاری اسپانیایی که آرابال آن را با الهام از تابلوی دفن ساردین فرانسیس گویا نوشته است و در واقع این رمان وقایع فستیوال دفن ساردین را به صورت فراواقعی و با تصاویر خشن و عجیب و غریب به تصویر می‌کشد. ساردین در اسپانیا نماد زندگی است و با دفن ساردین زندگی را دفن می‌کنند. دفن ساردین فستیوالی در اسپانیاست که هرساله برگزار می‌شود و در آن مردم با کارناوال لباس‌ها و عروسک‌هایی جشن می‌گیرند و راوی رمان آرابال در سراسر این رمان رخدادهای وقوع یافته در یکی از این فستیوال‌ها را بازنمایی می‌کند. آرابال در ایران با نمایشنامه‌هایی همچون «دوجلاد» شناخته شده است. خلق تصاویر ترسناک و خشن و به‌وجود آوردن فضاهای دلهره‌آور از ویژگی‌های قلم اوست.

دفن ساردین اثری توصیفی است اما در سراسر داستان می‌توان حالت تعلیق و اضطراب را احساس کرد که این پیرنگ در انتهای داستان به اوج خود می‌رسد. فرناندو آرابال تران‌؛ رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس کارگردان سینما و شاعر متولد ۱۱ آگوست ۱۹۳۲ در ملیلای اسپانیاست. آرابال از سال ۱۹۵۵ در فرانسه زندگی می‌کند.

او در شهر سالامانکای اسپانیا به خواندن و نوشتن پرداخت و در ۱۰ سالگی جایزه‌ «کودک با استعداد» را دریافت کرد. پدر آرابال که یک نظامی بود در آغاز جنگ داخلی اسپانیا به مرگ محکوم شد چرا که در مقابل کودتای نظامی ژنرال فرانکو مقاومت کرده بود. پدر فرناندو از مرگ نجات یافت چرا که در مجازاتش تخفیف داده شد. او به زندان‌های مختلف فرستاده شد و در چهارم جولای ۱۹۴۱ از زندان گریخت و برای همیشه ناپدید شد. کودکی فرناندو آرابال تحت تاثیر غیب شدن ناگهانی پدرش گذشت.

فرناندو آرابال بیش از یکصد نمایشنامه نوشته و هفت فیلم بلند سینمایی کارگردانی کرده است.۱۴ رمان و چهار مجموعه شعر، چندین مقاله و نامه مشهورش به ژنرال فرانکو در دوران دیکتاتوری از دیگر آثار فرناندو آرابال است . مجموعه‌ کاملی از نمایشنامه‌هایش به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. کل نمایشنامه‌های او در اسپانیا در دو جلد و در دو هزار صفحه منتشر شده است.  فرناندو آرابال یکی از مشهورترین نویسندگان چند دهه‌ اخیر است و جوایز متعددی دریافت کرده که از جمله آنها می‌توان به جایزه‌ ناباکوف برای رمان، جایزه‌ اسپازا برای مقالاتش و جایزه‌ جهانی تئاتر اشاره کرد.

دیگر جوایز آرابال نیز به این شرح است؛ ۲۰۰۵ : دریافت نشان لژیون فرانسه و مدال طلایی جشنواره آوینیون. ۲۰۰۴: جایزه فرانسیسکودی ویتوریای پورتریکو و جایزه ویتگنشتاین. ۲۰۰۳: جایزه ملی ادبیات اسپانیا. ۲۰۰۱: جایزه ملی تاتر اسپانیا. ۲۰۰۰: جایزه ملی ادبیات اسپانیا و... 

ترجمه‌ فارسی رمان «دفن ساردین» ۱۲۷ صفحه و قیمت پشت جلد آن ۱۶۰۰۰ تومان است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...