سرگذشت یک خانواده شیلیایی که چهار نسل را در بر می­‌گیرد. زمان وقوع این رمان در آغاز قرن بیستم است و پایان آن در 1975، یعنی زمانی که دو سال از حکومت ژنرال پینوشه گذشته بود؛ حکومتی که به دنبال سرنگونی سالوادور آلنده، رئیس جمهور شیلی و عموی نویسنده، آغاز شد... کلارا ویلای خود را به صورت عمارتی هزار تو تغییر بنا می­‌دهد. این عمارت به خاطر فعالیت‌­های این زن در زمینه غیب­گویی به تدریج به یک «خانه اشباح» تبدیل می‌­شود. استبان عشقی پرشور نسبت به کلارا دارد، اما پاسخ کلارا به این عشق ارضاءکننده نیست

خانه اشباح خانه ارواح [La Casa de los Espiritus]  ایزابل آلنده

خانه اشباح [La Casa de los Espiritus]  رمانی از ایزابل آلنده (1942-     )، نویسنده شیلیایی،‌ که در 1982 منتشر شد. ایزابل آلنده در نخستین رمان خود، که در تبعید نوشته شده است، سرگذشت یک خانواده شیلیایی را نقل می­‌کند که چهار نسل را در بر می­‌گیرد. زمان وقوع این رمان در آغاز قرن بیستم است و پایان آن در 1975، یعنی زمانی که دو سال از حکومت ژنرال آگوستو پینوشه گذشته بود؛ حکومتی که به دنبال سرنگونی خشونت آمیز سالوادور آلنده، رئیس جمهور شیلی و عموی نویسنده، در سپتامبر 1973 آغاز شد.

شخصیت اصلی
خانه ارواح استبان تروئبا از خانواده­ای اشرافی است که به ورطه فقر فرو افتاده است. او پس از به قتل رسیدن نامزد خود، رزای زیبا، تلاش مأیوسانه­‌ای را به کار می­‌برد تا زندگی کند. وی در مدتی کوتاه موفق می‌­شود یکی از املاک مزروعی خود را،‌ که رو به ویرانی است، بازسازی کند. دیری نمی‌­پاید که خانواده او در زمره برجسته‌­ترین اعضای طبقه ثروتمند شیلی در می‌­آید. اما بخش دیگر نیروی حیاتی وی به صورت اعمال خشونت وار، احساسات تند و روابط جنسی لجام گسیخته نمایان می­‌شود که حاصل آن شمار زیادی کودک نامشروع است. این زندگی آشفته هنگامی که استبان با جوانترین خواهر رزا، یعنی کلارا، ازدواج می‌­کند و با او به سانتیاگو،  پایتخت کشور،  نقل مکان می­‌کند، جریان آرام­تری به خود می‌­گیرد.

کلارا ویلایی را که آن­ها در آن مسکن می‌­گزینند به صورت عمارتی هزار تو تغییر بنا می­‌دهد. این عمارت به خاطر فعالیت­های این زن در زمینه غیب­گویی به تدریج به یک «خانه اشباح» تبدیل می‌­شود. استبان عشقی پرشور نسبت به کلارا دارد، اما پاسخ کلارا به این عشق ارضاءکننده نیست. سه فرزند تروئبا نیز از پدر دوری می‌کنند: دختر او، بلانکا، عاشق پدرو ترسو، رهبر انقلابی دهقانان، می‌شود. پسرش،‌ خائیمه، از سوسیالیستها هواداری می­‌کند و به عنوان یک پزشک زندگی خود را وقف فقرا می­‌سازد و برادر توأمان او،  نیکولاس، راه عموی «مخالف خوان» خود مارکوس را دنبال می‌کند.

با گذشت سال‌ها در زندگی این زوج احساسی از بیگانگی رشد می‌کند: در حالی که کلارا برای تحقق عدالت بیشتر در ملک خود، لاس ترس ماریاس، می‌کوشد (جایی که همسرش با دهقانان مانند برده رفتار می‌کند)، ‌اعتقادات سیاسی و اجتماعی استبان کم‌کم جنبه بسیار مرتجعانه و پدرسالارانه به خود می گیرد. هنگامی که همسرش می‌خواهد کاملاً از او کناره بگیرد و زمانی که ناآرامی‌های اجتماعی کشور را متزلزل کرده‌اند، استبان فعالیت سیاسی خود را آغاز می‌کند. جریانات سیاسی بعدی که سرانجام به پیروزی «اتحادیه خلق» و رئیس آن، سالوادور آلنده، منتهی می‌شود، ‌برای سناتور محافظه‌کاری چون تروئبا چنان غیرقابل درک است که به سختی قادر است واقعی بودن آن را بپذیرد. استبان بمباران کاخ ریاست جمهوری را توسط شورشیان در سپتامبر 1973 با نوشیدن شامپانی جشن می‌گیرد، در حالی که پسرش خائیمه توسط قدرتمندان جدید شکنجه می شود و به قتل می‌رسد. آلبا، نوه مورد علاقه استبان، از سوی یک افسر عالی رتبه مورد تجاوز قرار می‌گیرد؛ این افسر که نوه پانچا گارسیاس است، در جوانی از سوی استبان تروئبا مورد بدرفتاری قرار گرفته است. تروئبا با توجه به نزدیک شدن زمان مرگ خود، به تعمق در مورد اعمال خود می‌پردازد و با پدرو ترسو، دوست آلبا که یک چریک است، آشتی می‌کند. با این حال، آلبا این وقایع را پاسخی سرنوشت ساز به گناهان گذشته پدربزرگ خود می‌داند و خود را بخشی از «داستانی بی پایان از درد، خون و عشق» می‌پندارد. او در می‌یابد که پیامد پایان‌ناپذیر گناه و مجازات تنها زمانی می‌تواند متوقف شود که نفرت از همه سو رخت بر بندد. این آگاهی او را از تمامی احساسات انتقام جویانه‌اش رهایی می‌بخشد و حتی در پایان رمان به صورت پیامی آشتی جویانه از امید و عشق متجلی می‌شود. آلبا همچنین راوی اصلی وقایعی است که سلسله‌وار در خانواده او روی می‌دهند و آن ها را مادربزرگش در دفتری ویژه یادداشت کرده است.

انگیزه‌هایی که او برای داستان خود انتخاب می‌کند - «نجات وقایع گذشته از چنگ فراموشی» و «جان به در بردن از هراس‌های شخصی» - بی‌شک می‌توانند به بخش‌هایی از زندگی نویسنده مربوط شوند که از سال 1974 در تبعید در ونزوئلا زیسته بود. او کتابش را به زنان خانواده خود و زنان «غیرعادی» این رمان تقدیم کرده است. زنانی که جایگاهی مخالف و اغلب ضعیف در برابر مردان حاکم دارند. علت مشخص است: خانه اشباح رمانی است درباره قدرت بی‌دلیل و روزافزون پدرسالاری در اشکال مختلف آن در خانواده، سیاست،‌ اقتصاد و ارتش.

منتقدان خانه اشباح را همواره با «صد سال تنهایی» (1967)، این رمان بزرگ خانوادگی نویسنده کلمبیایی،‌ گابریل گارسیا مارکز، ‌مرتبط می‌دانند. در این اثر موفقیت آمیز آلنده، که نشان دهنده سرنوشت خانواده تروئبا است، بخش‌های مهمی از تاریخ امروز شیلی به شیوه‌ای کاملاً نو توصیف می‌شود و روابط گوناگون اعضای آن را با یکدیگر به گونه‌ای مؤثر نشان می‌دهد. ضمناً تضادهای اجتماعی و عقیدتی، ‌که کشور شیلی را از هم فروپاشید و به دیکتاتوی منجر ساخت، توصیف می‌گردد. 

رضا نجفی. فرهنگ آثار. سروش

1- Isabel Allende  2.Esteban Trueba  3. Pedro Tercero   4. Jaime
5. Las Tres Marias   6. Schirnding   7. Pancha Garcias
8. G. Garcia Marquez

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...