رمان «جنایت کنت نوویل» نوشته املی نوتوم با ترجمه ویدا سامعی توسط نشر نو به چاپ دوم رسید.

به گزارش مهر، رمان «جنایت کنت نوویل» نوشته املی نوتوم با ترجمه ویدا سامعی به‌تازگی توسط نشر نو به چاپ دوم رسیده است. چاپ اول این‌کتاب که یکی از عناوین مجموعه کتابخانه ادبیات داستانی معاصر این ناشر است، آبان‌ماه سال گذشته راهی بازار نشر شد.

نسخه اصلی رمان «جنایت کنت نوویل» سال ۲۰۱۵ منتشر شده است. نشر نو نیز پیش از آن، ترجمه ویدا سامعی از رمان «ریش‌آبی» این‌نویسنده را در زمستان ۹۵ منتشر کرد.

املی نوتوم نویسنده زن پلیسی نویس بلژیکی و متولد شهر بروکسل است. پدر او از اشراف زادگان بلژیکی است که هنگام کودکی املی او را به ژاپن برده و در شهر اوزاکا به مدت ۴ سال، مسئول کنسولگری بلژیک بوده است. بعد از ۴ سال، املی در شهرهای دیگری چون پکن و نیویورک هم زندگی می کند و به بنگلادش هم سفر می کند. اما هیچ کدام از سفرها و اتفاقات، به اندازه اقامتش در ژاپن بر او تاثیر نگذاشته است. این نویسنده اولین کتابش را در سال ۱۹۹۲ و در سن ۲۶ سالگی منتشر کرد. رمان پیش رو، بیست و یکمین اثر داستانی است که نوتوم چاپ می کند. او در سال ۲۰۱۴ به عضویت آکادمی سلطنتی زبان فرانسه در بلژیک درآمد و تا به حال ریاست چند نمایشگاه کتاب را در فرانسه و بلژیک به عهده داشته است.

«جنایت کنت نوویل» رمانی درباره نجیب‌زاده‌ای با همین نام است که ورشکست شده و چیزی نمانده قصرش را از دست بدهد. یک پیشگو هم چندی پیش‌تر پیش‌بینی کرده که یک اتفاق بد آن هم درست وسط مهمانی سالانه او برایش رخ خواهد داد. کنت که طی سال‌های گذشته به خاطر مهمانی‌های سالانه و هنر مهمان‌نوازی‌اش معروف شده و نامش را سر زبان‌ها انداخته، حالا اضطراب دارد و خوشنامی‌اش در معرض خطر قرار گرفته است...

چاپ دوم این‌کتاب با ۹۳ صفحه و قیمت ۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

برای کمک به زن‌برادرش، که درگیر عسرت بزرگی شده است، دختر برادرش، فانی پرایس را نزد خود می‌آورد... غم و رنج فانی به علت جداشدن از خانواده خیلی زود، بر اثر محبتی که دومین پسرعمویش ادموند به او ابراز می‌کند، تخفیف می‌یابد... ماری، اگرچه نامزد دارد، به دعوت‌های هنری پاسخ می‌دهد... با راشوورث ازدواج می‌کند... فانی، با توجه به مخالفت کامل عمو، به او جواب رد می‌دهد... ماری با هنری فرار می‌کند و جولی همراه بیتس خانه را ترک می‌کند ...
هر کاری می‌کنی، از فلسفه نمیر!... این نامه را برای شاعران، نویسندگان، روانشناسان، فیلسوفان، ورزشکاران، قدیسان... و حتی یک محکوم به حبس ابد فرستاد و پرسید: «به من بگویید زندگی برای شما چه معنایی دارد، چه چیزی باعث می‌شود ناامید نشوید و همچنان ادامه دهید؟ دین -اگر هست - چه کمکی به شما می‌کند؟ سرچشمه‌های الهام و انرژی شما چیست؟ هدف یا انگیزه کار و تلاش‌تان چیست؟... ممکن بود خودش را بکشد، اگر آن‌ همه کار سرش نریخته بود ...
انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...