برندگان جوایز ادبی ۱۰ هزار پوندی یادبود «جیمز تیت بلک» که عنوان قدیمی‌ترین جایزه ادبی انگلستان را یدک می‌کشد، معرفی شدند و جوایز نقدی بین همه نامزدها تقسیم شد.

به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، امسال «اولیویا لینگ» برای نگارش اولین رمانش با عنوان «کرودو» موفق به کسب جایزه ۱۰ هزار پوندی بهترین رمان جایزه «جیمز تیت بلک» شد و تصمیم گرفت این هدیه نقدی را میان نامزدهای نهایی تقسیم کند. 

او با بیان این که رقابت در هنر جایی ندارد این جایزه نقدی ۱۰ هزار پوندی را با دیگر نامزدهای نهایی این بخش شامل «ویلایوز» (رمان زمزمه)، «جسی گرین‌ گراس» (رمان دید) و «نافیسا تامپسون-اسپایر» (رمان سر آدم‌های رنگی) به اشتراک گذاشت.

رمان «کرودو» به بررسی تحولات شخصی و ماجراهای عاشقانه یک زن در جریان آشفتگی‌های سیاسی تابستان ۲۰۱۷ می‌پردازد. 

«اولیویا لینگ» توضیح داد: رمان «کرودو» را علیه نوعی خودخواهی در جهان امروزی نوشتم که در آن همه چیز با دیوارها و مرزها و انتخاب برنده و بازنده جدا می‌شوند. هنر این چنین شکوفا نمی‌شود و من فکر می‌کنم افراد نیز این چنین باشند. ما با اجماع، اتحاد و حمایت دوطرفه رشد می‌کنیم و به همین دلیل من نیز این جایزه را با دیگر نویسندگان نامزد سهیم می‌شوم. 

«لیندسی هیلسام» نیز که برای نگارش «در حال مرگ، زندگی خبرنگار جنگ، ماری کلوین» برنده جایزه بخش زندگی‌نامه جایزه ادبی «جیمز تیت بلک» شد نیز همچون «اولیویا لینگ»  جایزه ۱۰ هزار پوندی خود را با سایر رقبا تقسیم کرد.

این کتاب زندگی‌نامه روایتی است از زندگی «ماری کلوین» خبرنگار جنگی آمریکایی که با حضورش در مناطق جنگی گزارش‌ها و اخبار دست اول ویران‌کننده‌ترین جنگ‌های دنیا را از سال ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۱۲ که مرگش در حمص سوریه فرا رسید، مخابره می‌کرد. 

جوایز «تیت بلک» سال ۱۹۱۹ توسط «ژانت کوتس» همسر «جیمز تیت بلک» راه‌اندازی شد تا یاد همسر درگذشته‌اش را گرامی دارد. هرساله بیش از ۴۰۰ کتاب و نمایش‌نامه توسط دانشجویان فارغ‌التحصیل دانشگاه ادینبورگ مورد بررسی قرار می‌گیرند تا برندگان بخش‌های مختلف مشخص شوند.

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...