کتاب تاریخ شفاهی «هارون یشایایی» به روایت ناصر فکوهی توسط نشر گهگاه منتشر شد.

هارون یشایایی به روایت ناصر فکوهی

به گزارش کتاب نیوز، هارون یشایایی در شهریور 1314 درمحله‌ی عودلاجان تهران متولد شد. دوره‌ی ابتدایی و متوسطه را در مدرسه اتحاد به پایان رساند. در سال 1339 از دانشگاه تهران در رشته‌ی فلسفه و علوم اجتماعی مدرک لیسانس گرفت و مؤسسه‌ی تبلیغاتی و تجارتی تبلی فیلم را به مدیرعاملی بیژن جزنی تأسیس کرد. پس از انقلاب 57 به عنوان تهیه‌کننده در زمینه‌ی ساخت فیلم‌های سینمایی فعالیت کرد که حاصلش فیلم‌های «اجاره‌نشین‌ها»، «هامون»، «ناخدا خورشید» و... بود.
او فعالیت مطبوعاتی‌اش را پیش از انقلاب در مجله فردوسی آغاز کرد و دوازده سال هفته‌نامه‌ی «تموز»، که ارگان جامعه روشنفکران یهودی ایران بود را منتشر کرد.

این کتاب حاصل گفت‌و‌گوی ناصر فکوهی، جامعه‌شناس و استاد پیشین جامعه شناسی دانشگاه تهران با هارون یشایایی است. این کتاب درباره‌ی موضوعاتی چون محله عودلاجان تهران، زیست یهودیان در این محله، تحصیل درمدارس اتحاد و دانشگاه تهران و فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی هارون یشایایی می‌گوید.

کتاب «هارون یشایایی» به روایت ناصر فکوهی، نخستین کتاب از مجموعه تاریخ شفاهی انتشارات گهگاه است که با همکاری موسسه انسان شناسی و فرهنگ در قطع رقعی و در 130 صفحه و با قیمت 125هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...