کتاب "دادگاه جهل مقدس" در سی و یکمین نشست نقد و بررسی کتاب در محل پردیس کتاب مشهد با حضور مولف آن نقد و بررسی شد.

به گزارش ایرنا، نویسنده این کتاب روز جمعه در این نشست گفت: جهل، بسیار خوب است زیرا باعث پیشرفت علوم شده است و شخص عالم به واسطه اینکه می دانست که نمی داند به دنبال پاسخ پرسش خود می رفت و به عبارتی علم از برکات جهل است.

آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد افزود: ولی جهلی که شخص نداند که نمی داند و فکر کند برای رضای خدا عملی را انجام می دهد جهل مرکب است و انسانها باید متوجه باشند تا جهل و نادانی به آنها تزریق نشود و طبق گفته قرآن کریم، مستضعف کسی است که از آگاهی پوچ شده باشد.

وی ادامه داد: در حال جمع آوری اطلاعاتی هستم تا کتاب بعدی خود را که در مجموعه کتاب های"روشنگری دینی" است  با نام "جعل مقدس" آماده و منتشر کنم و در آن به برسی افرادی می پردازم که برای رضای خدا حدیث جعل کرده اند که نتیجه آن افرادی هستند که برای رضای خدا و قصد همنشینی با پیامبر دست به بمب گذاری و کشتن انسانهای بی گناه  می زنند.

عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران گفت: در منطقه خاورمیانه با پیدایش داعش و تفکر "بوکو حرام" ها به نام خدا سر پدران را در مقابل فرزندانشان از پیکر جدا می کنند و مادرانشان را به بردگی می برند.

محقق داماد افزود: در تجربه عمر خود به این نتیجه رسیده ام که در میان دانش‌ها پیچیده ترین و مهم ترین دانش، الهیات است زیرا با پیشرفت فناوری، مشکلات بسیاری از مردم حل شده است ولی سوالات الهیات از گذشته تا کنون تغییری نکرده است گرچه پاسخ های بسیاری به آنها داده شده است.

این استاد دانشگاه گفت: کتاب های دیگر من همانند پایان نامه های مقطع دکتری دارای طرح و روش است ولی چهار جلد کتاب "روشنگری دینی" در قالب تفسیر قرآن است و همچنین دو کتاب "فاجعه جهل مقدس" و "در دادگاه جهل مقدس" بدون طرح بندی است و این ایراد را می پذیرم.

دکتر محقق داماد افزود: دین و قرآن برای دو دسته مخاطب دارای اثر است برای عده ای شفا و حیات است و روح آنها را تا اعلی علیین حرکت می دهد مانند حضرت علی (ع) و در عین حال برای عده ای ضرر بیشتر دارد و قلب تاریک آنها را تاریک تر می کند تا به اسفل السافلین برسند.

این استاد حوزه علمیه گفت: شناخت دین باید همراه با معرفت باشد و اگر قرار است بدون معرفت باشد از بی دینی بدتر است و  همان بهتر که دین نداشته باشیم.

آیت الله محقق داماد افزود: بعضی از افرادی که در مقابل حسین بن علی (ع) ایستادند مانند شمر قصد قربت و رضای خدا را در سر داشتند چنانکه او  در نقلی به ابن عباس می گوید من برای اطاعت از ولی امر و برای رضای خدا حسین (ع) را سر بریدم.

وی ادامه داد: به اندازه ای که مالاریا و سرطان در طول تاریخ باعث از بین رفتن انسان‌ها شده است جهل ناشی از دین نیز باعث ریخته شدن خون بسیاری از انسان‌های بی‌گناه شده است که قاتلانشان به قصد قربت و نزدیکی به خدا بر روی زمین خون ریزی کرده اند.

این پژوهشگر گفت: طاغوت در قرآن به عنوان یک قدرت دینی نامشروع معرفی شده است و برای شناخت طاغوت ها باید به این نکته توجه کنیم که آیا حکومت باعث کاهش جهل افراد شده است یا خیر؟

محقق داماد افزود: قتل، دروغ و ظلم بد هستند اما آیا چون خدا آنها را بد می دانست مورد نکوهش قرار گرفته است یا چون در ذات خود بد هستند خدا این اعمال را به عنوان گناه معرفی کرده است؟

او ادامه داد: بیشتر مکاتب مختلف دینی مانند اسلام و مسیحیت به دنبال پاسخ به این سوال بوده اند و می توان گفت از ۴۹۹ قبل از میلاد که سقراط پرسشگری هایی را مطرح کرده است تا اکنون این سوالات الهیات زنده هستند.

در ادامه این نشست، دکتر سید علی نقی ایازی گفت: از مهم ترین نکته های این کتاب، مساله محور بودن آن است و این که برای ادعاهایش شواهد و نمونه های تاریخی از صدر اسلام تا کنون را معرفی می کند و لازم است روشنگری بر عهده کسانی باشد که در این عرصه خودشان صاحب نظر هستند و با تمام وجود آن مسائل را درک کرده اند.

وی افزود: امروزه اندیشه ورزی و خردورزی در جامعه ما کمتر شده است و یکی از دلایلی که باعث می شود جهل، چهره مقدسی به خود بگیرد این است که بعضی از افراد به مناصبی دست پیدا می کنند که لیاقت آن را ندارند و سعی می کنند یک کار اشتباه را اشاعه دهند و آن را تبدیل به یک هنجار کنند.

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...