گیتی بابایی | مرور


»مردم اسم مرا عزیز دیوونه گذاشته بودند، ولی خیلی زود فهمیدند که دیوانه نیستم. چون فاصله‌ی حدود ۳۶ کیلومتری بندرپهلوی (انزلی) و رشت را با این که پر از سنگ و کلوخ بود در۲ ساعت و۴۶ دقیقه دویدم.» این بخشی از روایت عزیز وکیل منفرد از خودش در کتاب «عزیز» با پژوهش و نگارش رضا فلاح است که ۲۸ فروردین در کافه سیستپ انزلی با حضور جمعی از خانواده وکیل منفرد و دوستداران فرهنگ و ورزش این شهر رونمایی شد. مردی با ۱۶ فرزند ورزشکار که از سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۹ قهرمان دو ۱۵۰۰ متر، ۳ هزار متر و ۵ هزار متر کشور بود.

عزیز وکیل منفرد کتاب «عزیز» رضا فلاح

رضا فلاح در این اثر نوشته است: «عزیز وکیل منفرد را باید به حق پدر ورزش گیلان نامید. قهرمان پیشتازی که سومین باشگاه ورزشی کشور و اولین آن را درگیلان در شهر کوچک انزلی تاسیس کرد و جوانان مستعد این خطه را با رشته های نوین ورزشی آشنا ساخت. گستره فعالیت های باشگاه گیو تا آنجا بود که تعداد ورزشکاران فعال در آن سالانه به ۵۰۰ نفر می‌رسید. آن هم در شرایطی که ریالی از هیچ یک از ورزشکاران به عنوان شهریه دریافت نمی‌شد.
این باشگاه در رشته های مختلفی چون بسکتبال، والیبال، فوتبال و بوکس، دوچرخه سواری، کشتی، پینگ پنگ و شنا فعالیت داشت.»

فلاح در این کتاب با اشاره به علاقه ی مردم انزلی به رشته بوکس در مورد نقش باشگاه گیو در اعتلای بوکس نوشته است: «به جرات می‌توان گفت که بوکس گیلان و کشور مدیون این باشگاه است. تیم بوکس انزلی در اغلب مسابقات داخلی کشور جزء سه تیم اول محسوب می‌شد. بوکسورهای سرشناس و ارزنده ای از باشگاه گیو به عنوانهای ارزشمند آسیایی و جهانی دست یافتند.

همچنین تیم فوتبال گیو چند دوره ی ابتدایی مسابقات قهرمانی کشور، به عنوان کلنی یا منتخب گیلان شرکت می‌کرد و دو بار در سال های ۴۹ و ۵۰ به عنوان نماینده‌ی گیلان در مسابقات قهرمانی باشگاه های کشور حضور یافت. این تیم علاوه بر انجام مسابقات باشگاهی در گیلان و سطح کشور، بازی های دوستانه ی زیادی نیز با تیم های خوب خارجی و داخلی برگزار کرده از جمله دیدار با تیم ملی قطر در سال ۵۲ و تیم ملی بحرین در سال ۵۴ . تیم فوتبال گیو تا سال ۱۳۵۹ فعال بود و پس از آن منحل شد.

تشکیلات سازمانی و مدیریتی باشگاه گیو بسیار منظم و دقیق بود و رقابت های بین ورزشکاران دختر و پسر باشگاه به طور جداگانه و در دو رده سنی جوانان و بزرگسالان به طور مترب و منظم برگزار می‌شد.
انتشار نشریه گیو نیز ازدیگر اقدامات قابل تحسین وکیل منفرد در کنار باشگاه داری محسوب می‌شود.
تقریبا تمامی فرزندان وکیل منفرد ورزشکار بودند و در بین آنها نصرت قهرمان کشور و عضو تیم ملی بوکس ایران در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ و سهراب قهرمان آسیا و ارتش های جهان شد.»

مولف کتاب در خاتمه آیین رونمایی یادآور شد: عزیز طویلی پژوهشگر و نویسنده تاریخ انزلی احترام بسیاری برای وکیل منفرد قائل بود و بسیار تلاش کرد تا خیابانی در این شهر را به نام او بگذارند ولی موفق نشد.

عزیز وکیل منفرد سال ۱۳۷۹ در سن ۸۶ سالگی چشم از جهان فروبست. او در اقدامی الهام بخش وصیت کرده بود که پس از فوت هرگونه استفاده از اعضای بدنش جهت اهداء به افراد نیازمند بلامانع است.

قرار بود دی ماه ۱۴۰۰ در سالن اداره فرهنگ و ارشاد انزلی با پخش فیلم کوتاهی ساخته‌ی نیلوفر زمان از زندگی عزیز وکیل منفرد از تلاش هایش قدردانی شود که با وجود تبلیغات و نصب بنر، در آخرین دقایق از این امر ممانعت به عمل آمد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...