کتاب «نقاط امن»، خاطرات باستان‌شناسی نوشته‌ی اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس پیشکسوت ایران از سوی انتشارات دادکین منتشر شد.

نقاط امن خاطرات باستان‌شناس اسماعیل یغمایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، اسماعیل یغمایی در این کتاب نقبی می‌زد به دهه ۴۰ ، به روستای صوغان شهرستان سیرجان و آیینی که در آن زمان هنوز پا برجا بوده به نام «عروس قنات»، آیینی که باستان‌شناسان خارجی آن را به تمسخر می‌گیرند و در گیر و دار حفاری تپه یحیی که از مهم‌ترین حفاری‌های ایران است، شاهد رخدادهای عجیبی می‌شویم، گویی لحظه به لحظه در آن زمان زیسته‌ایم.

در این کتاب ما با اسماعیل یغمایی سر کلاس سیمین دانشور، نویسنده کتاب سووشون حاضر می‌شویم تا دانشگاه‌ها و دیدگاه دانشجویان آن روزگار آشنا شویم؛ روزهایی که تازه رشته باستان‌شناسی در ایران راه‌اندازی شده بود.

لحظات نفس‌گیر اما زمانی می‌رسد که حفاری بلژیکی‌ها در مرز ایران و عراق در جایی ناشناخته به نام «چنارباشی» آغاز می‌شود. این‌جا اما حفاری معمولی در جریان نیست. کار به جایی می‌رسد که یغمایی سر از آن سوی مرزها در می‌آورد و قرار است نقاطی را شناسایی و نقطه‌گذاری کنند اما هیچ‌کس نمی‌داند این کار برای چه انجام می‌شود؟ نقشه چیست و قرار است چه اتفاقی برای باستان‌شناس بیافتد.

یغمایی در این کتاب از روزهایی می‌نویسد که به جای لوله‌کش موزه، استخدام می‌شود، در این زمان ارتباط او با دکتر نگهبان، بیش‌تر شده و فصل جدیدی در زندگی حرفه‌ای‌اش سر گرفته می‌شود. نخستین حفاری به یادماندنی‌ترین کاوش برای هر باستان‌شناسی است اما سرانجام هفت‌تپه و دکتر نگهبان چه می‌شود؟

ما با نویسنده‌ی کتاب به داستان تلخ نگین‌سیاه می‌رسیم. طلسم یا اتفاق؟ سلسله اتفاقاتی همه دست به دست هم می‌دهند تا در یک روز عجیب دو دوست و همکار که هر دو با هم نگین سیاه را دیده‌اند، سرنوشت‌های متفاوتی پیدا کنند.

از این باستان‌شناس، تا کنون کتاب‌های «داستان پیامبران»، «بررسی‌های باستان‌شناسی در منطقه ایوه با پرفسور هنری رایت»، «امامزاده‌های تهران، ری و شمیران»، «شوش، شهر پانزدهم»، «کاخ بردک سیاه»، «آرایه‌های زینتی در ایران باستان»، «گیسوان هزارساله»، «وقتی‌ که بچه بودم...»، «آن قصر که جمشید.../پیشینه‌شناسی تخت‌جمشید» و کتابی در حوزه کودکان با نام «خانم پنگوئن و آقای کانگورو» منتشر شده است.

این کتاب با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت 75هزار تومان، در ۲۳۱ صفحه با جلد گالینگور منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...