در حاشیه برگزاری یازدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع‌دستی از کتاب "زیورآلات دوره قاجار" با حضور غادا هیجاوی، رئیس منطقه آسیا و اقیانوسیه شورای جهانی صنایع‌دستی، فریدون اللهیاری، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اصفهان و نویسندگان این کتاب رونمایی شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب بالغ‌بر ۲۰۰ صفحه است که به طرح‌های زیورآلات دوره قاجار، با نگاهی ویژه به منتخبی از زیورآلات موزه هنرهای تزئینی اصفهان پرداخته است.

رؤیا عزیزی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان و ناهید مغاره عابد، کارشناس صنایع‌دستی، نویسندگان این کتاب هستند و سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان آن را به چاپ رسانده است.

تولید محتوا و مدیریت تولید این کتاب بر عهده مرکز اصفهان‌شناسی و خانه ملل و صفحه آرایی آن برعهده گروه پرتو بوده است‌.

این کتاب گلاسه، در سه بخش: نگاه اجمالی به دوره قاجار، پیشینه استفاده از زیورآلات در ایران و گونه‌شناسی زیورآلات دوره قاجار به نگارش در آمده است.

"زیورآلات دوره قاجار" تیرماه سال جاری جهت فروش به بازار کتاب عرضه خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...