در حاشیه برگزاری یازدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع‌دستی از کتاب "زیورآلات دوره قاجار" با حضور غادا هیجاوی، رئیس منطقه آسیا و اقیانوسیه شورای جهانی صنایع‌دستی، فریدون اللهیاری، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اصفهان و نویسندگان این کتاب رونمایی شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب بالغ‌بر ۲۰۰ صفحه است که به طرح‌های زیورآلات دوره قاجار، با نگاهی ویژه به منتخبی از زیورآلات موزه هنرهای تزئینی اصفهان پرداخته است.

رؤیا عزیزی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان و ناهید مغاره عابد، کارشناس صنایع‌دستی، نویسندگان این کتاب هستند و سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان آن را به چاپ رسانده است.

تولید محتوا و مدیریت تولید این کتاب بر عهده مرکز اصفهان‌شناسی و خانه ملل و صفحه آرایی آن برعهده گروه پرتو بوده است‌.

این کتاب گلاسه، در سه بخش: نگاه اجمالی به دوره قاجار، پیشینه استفاده از زیورآلات در ایران و گونه‌شناسی زیورآلات دوره قاجار به نگارش در آمده است.

"زیورآلات دوره قاجار" تیرماه سال جاری جهت فروش به بازار کتاب عرضه خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

فرم اولیه‌ای که سال 84 به ارشاد ارایه دادیم، کاملا فرم سناریویی داشت... «مکبث» بهترین کار شکسپیر است... موضوع‌های همیشگی که گرفتارش هستیم. جاه‌طلبی. قدرت‌طلبی. نقش تعیین‌کننده زن‌ها، خیانت و... شما فقط از آقازاده‌ها صحبت می‌کنید. از خانم زاده‌ها صحبت نمی‌کنید... به دلیل ممیزی سه بار اسم کتاب را عوض کردم... گفته بودند از نظر لوکیشن و هزینه و اینها برای ساخت در ایران دشوار است ...
اطلاعات ریز و دقیقی از افراد، جریان‌ها و تحولات لحظه به لحظه‌ای که در نیمه نخست حکومت مصدق ارایه می‌دهد... باید توجه داشت که در جدال بین کاشانی و مصدق، هر دو جناح به تدریج به این نتیجه رسیدند که نیازی به طرف مقابل ندارند... دکتر مصدق یا نخواست یا نتوانست برخی پیشنهادهای بین‌المللی مثل پیشنهاد بانک جهانی را در مساله نفت قبول کند و جامعه بین‌المللی را به این سوق داد که دولت ایران سازش‌ناپذیر، مذاکره‌ناپذیر و مصالحه‌ناپذیر است ...
یک پیشگویی انجام می‌شود و پدر برای محافظت از پسرش و پسر برای نجات جان خود به تکاپو می‌افتند... هر کسی تو این مملکت چند پدرخوانده دارد. پدرخوانده دولت، خدا، سردار، مافیا و … وقتی به خانه می‌آمد کتاب می‌خواند و با شوریدگی و سرگشتگی درباره آنها صحبت می‌کرد. من هم می‌خواستم مثل آن نویسنده‌ها کتاب بنویسم و مثل آنها نویسنده شوم. توی خانه از این سردار و فلان شخصیت تعریف نمی‌کرد بلکه مسخره‌شان می‌کرد ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...