کتاب «فرهنگ واژگان کرمانج‌های گیلان» با پژوهش و نگارش رامین جهان‌پور توسط انتشارات ارشدان منتشر شد.

فرهنگ واژگان کرمانج‌های گیلان» رامین جهان‌پور

به گزارش کتاب نیوز، رامین جهان‌پور (1351- ) نویسنده و منتقد رودباری، در بخشی از مقدمه کتاب آورده است:

«کرمانج‌های ساکن گیلان بیش از سه قرن است که از خراسان شمالی به مناطق کوهستانی گیلان کوچیده‌اند و تقریبا دوفرهنگه شده‌اند. در تاریخ دو دلیل برای کوچ اجباری کردهای کرمانج به گیلان آورده شده. یکی اینکه نادرشاه افشار برای اینکه جلوی حمله روسها را به ایران از طریق شمال کشور بگیرد عده زیادی از آنها را برای مبارزه به گیلان می‌فرستد و آنها در گیلان ساکن می‌شوند. علت دوم مهاجرت کرمانج‌ها را هم بعضی از تاریخ نویسها شورش کرمانج‌ها در مقابل سلطنت نادرشاه قید کرده اند. درواقع کرمانج‌ها به خاطر شورش از خراسان به مناطق کوهستانی و جنگلی گیلان تبعید می‌شوند. عمارلو نام منطقه وسیعی در مجاورت شهرستان رودبار است که جمعیت کثیری از کرمانج‌ها از دیرباز درآنجا سکونت دارند وعلاوه بر زبان کرمانجی به زبان‌های دیلمی گیلانی و گیلکی هم حرف می‌زنند.»

«فرهنگ واژگان کرمانج‌های گیلان» اثر رامین جهان‌پور در 76 صفحه و با قیمت ۳۰ هزارتومان توسط انتشارات ارشدان منتشرشده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...