رمان ایرانی «سال‌های بنفش» نوشته ابراهیم حسن بیگی توسط انتشارات کتابستان معرفت برای چهارمین بار منتشر شد.

به گزارش فارس،‌ «سال‌های بنفش» یکی از آثاری است که با زبان داستان به اتفاقات سال‌های واپسین رژیم پهلوی و مبارزات مردم علیه این رژیم پرداخته است. مبارزاتی که از زبان یک پسر بچه روستایی به نام «علی» که در یکی از روستاهای اطراف بندر ترکمن زندگی می‌کند، نقل می‌شود.

علی در طول حوادث داستان بزرگ می‌شود و حوادث داستان نیز همگام با رشد او پیش می‌روند. اتفاقات پیش آمده برای شخصیت اصلی داستان، همزمان با آشنایی او با روحانی جوانی به نام «سید رسول» که به روستای آن‌ها تبعید شده است، آغاز می‌شود. این آشنایی منجر به ارتباط گیری او با سید رسول و بعد از آن وارد شدن علی به خط مبارزه با رژیم پهلوی است که در نهایت منجر به دستگیری و زندانی شدن او می‌شود.     

«سال‌های بنفش» را می‌توان جز یکی از چند اثر برتری دانست که پیرامون انقلاب اسلامی و از زاویه دید یک مبارز انقلابی نوشته شده است. این اثر در ۲۹۶صفحه عرضه می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...