کتاب «زن در ایران نو» نوشته علی باغدار دلگشا نگرش و نگارش زن در روزنامه ایران نو را نشان می‌دهد و ارائه دهنده مقایسه نگاه مردان و نگاه زنان به مسائل اجتماعی زنان ایرانی در اواخر دوره قاجار است.

زن در ایران نو علی باغدار دلگشا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا،  مکتوبات زن‌نگار و مردنگار با موضوع مسائل اجتماعی زنان، مندرج در جریده ایران‌نو (1290-1288ش) تلاش‌های کسانی را نشان می‌دهد که در پی ساختن «ایرانی نو» بوده‌اند؛ تلاش‌های مهمی که هر چند با فهم عادی در حالِ حاضرِ ما ممکن است طبیعی قلمداد شود اما با فهم تاریخی، مبارزه‌ای است ساختارمند برای نقد نابرابری های اجتماعی؛ مبارزه‌ای که از یک‌سو پیشگامیِ زنان برای رفع نابرابری‌های اجتماعی در اواخر دوره قاجار را نشان می‌دهد و از دیگر سو نشان دهنده آن است که استقلال و آزادی زنان، معرفی آنان به عنوان عضوی از «هیئت اجتماعیه انسانیت و انجمن بشریت» و نقد «دیگری» پنداشتن آنان، هدیه‌ای از جانب مردان نبوده، بلکه حاصل مبارزات و تلاش‌های خودِ زنان است. این کتاب، نگرش و نگارش زن در روزنامه ایران نو را نشان می‌دهد و ارائه دهنده مقایسه نگاه مردان و نگاه زنان به مسائل اجتماعی زنان ایرانی در اواخر دوره قاجار است.

در بخشی از مقدمه نویسنده بر این کتاب آمده است: بحث در خصوص مسائل زنان نیز برای نخستین بار در همین جراید مطرح شد. مطبوعات فارسی زبان برون مرزی به دلیل آشنایی‌های اولیه با تحولات زنان در «دول خارجه» به شرح گزارش‌هایی از اقدامات زنان کشورهای عثمانی، ژاپن، مصر، انگلیس و فرانسه پرداختند و پس از آن برخی قوانین مربوط به حقوق زنان مانند حق آموزش را تشریح کردند؛ برای نمونه نشریه «قانون» منتشر شده در لندن در همان زمانی که زنان انگلیسی به دنبال طرح مسأله حقوق سیاسی با محوریت حق رأی، اعتراض‌هایی مدنی را در لندن برپا می‌کردند، از مسائل زنان و نقش آنان در توسعه آدمیت سخن به میان آورد. نشریه «اختر» چاپ اسلامبول و «حبل‌المتین» چاپ کلکته در شمارگان خود در دوره ناصری با اطلاع از تصویب قوانین مرتبط با الزام آموزش برای زنان در عثمانی و مصر به ترویج این دیدگاه پرداختند که زنان نیز به دلیل نقش تربیتی و مادری که دارند، برای آن که بتوانند «اولاد صالح» پرورش دهند باید به کسب علم و تحصیل بپردازند و دولت ایران نیز نسبت به ایجاد مدارس برای دختران باید اهتمام بورزد. نشریه "حکمت" منتشر شده در مصر نیز با درج اخبار فعالیت‌های حق طلبانه زنان مصری در حوزه انجمن‌های زنان، شرح روزنامه‌نگاری آنان و فعالیتشان در انتشار مطبوعات زن‌نگار مانند الفتاه و همچنین موضوع تحقق آموزش آنان نقشی مهم در ایجاد این آگاهی در ایران دوره قاجار داشته است. پرداختن به مسائل زنان در نشریات فارسی زبان برون مرزی زمینه‌هایی را فراهم ساخت تا هم زمان با انتشار جراید مشروطه‌طلب و در سال‌های 1324ق/1285ش به بعد نشریات فارسی زبان درون مرزی نیز نسبت به توجه مسائل زنان از خود دغدغه نشان دهند.»

در بخش دیگری از مقدمه می‌خوانیم: «زنان در مکتوبات خود موضوعات متعدد چون "ضعیفه" پنداشتن زنان و نابرابری‌های جنسیتی را به چالش کشیدند، گاه مستقیم و گاه غیر مستقیم. در روش مستقیم از برادران وطنی و ایمانی خود پرسیدند دلیل آن که برادران وطنی و ایمانی [،] ما طایفه نسوان که جزء اساس ترقی هستیم را با صفاتی چون "ضعیفه" می‌شناسند و با ما چون بردگان رفتار دارند چیست؟ در روش غیر مستقیم نیز به جایگزینی واژه نسوان و مخدرات به جای ضعیفه، ذلیله، عورتینه و عورت در مکتوبات خود روی آوردند.

زنان به بازنگری و تلاش برای تغییر نقش‌های جنسیت‌زده نیز روی آوردند، پس از عریضه‌نویسی و مکتوب‌نگاری، از زبان شعر (باغدار دلگشا و پوراکبر، 2018؛ باغداردلگشا و زنجانی‌زاده، 1397) و داستان نیز برای نقد ساختارهای اجتماعی استفاده کردند. در کنار سخن گفتن از "جنس نسوان" از "زنیت" و لزوم "خواهری" و اتحاد جمعی زنان نوشتند و صحبت کردند. از نقش مادری نیز بهره‌ جستند تا "تربیت اولاد" را دلیلی بر طرح برخی مطالباتشان مانند "حق تحصیل" معرفی نمایند. آنان "مجرمه" پنداشتن زنان از "گذشته تاریخی" تا "حال امروز" را نقد کردند...»

به گفته مولف اثر، تنظیم اولیه طرح پژوهشی با عنوان «زن در ایران‌نو» نیز اول بار پس از انتشار کتاب نامه‌های زنان ایرانی (باغداردلگشا، 1395/ الف : 195-1) در ذهن او شکل گرفت، انجام تحقیقی با محوریت واکاوی مسائل زنان در روزنامه ایران‌نو، مسائلی که خواه خود زنان به طرح آن پرداخته‌اند یا آن که توسط مردان به بحث گذاشته شده است. طرح بحث علمی آن نیز نخست بار در نیم سال اول تحصیلی سال 97-96 طی چند جلسه کلاسی با عنوان «مسائل اجتماعی زنان در روزنامه ایران‌نو»در درس «احزاب و مطبوعات ایران در دوره قاجار» در دانشگاه فردوسی مشهد ارائه شد که نتیجه نهایی‌اش نیز کتاب پیش‌رو است.

باغدار دلگشا درباره منبع‌شناسی اصلی این پژوهش نیز در مقدمه می‌نویسد: «منبع‌شناسی اصلی این پژوهش عبارت است از برشماری کامل و غیر گزینشی 475 شماره موجود از روزنامه ایران‌نو شامل 244 شماره منتشر شده از 7 شعبان 1327ق تا 2 رجب 1328ق، 120 شماره منتشر شده از شوال 1328ق تا 18 ریبع‌الاول 1329ق و 111 شماره منتشر شده از 24 ربیع‌الاول 1329ق تا 27 شعبان 1329ق. نخستین هدف از بررسی شمارگان روزنامه ایران‌نو، استخراج مکتوبات مَردنِگار با محوریت موضوعی مسائل اجتماعی زنان بود؛ با توجه به انتشار کتابی با عنوان نامه‌های زنان ایرانی در سال 1395 توسط مولف و درج تمامی مکتوبات زن‌نِگار مندرج در روزنامه ایران‌نو در آن، جهت دقت بیشتر و تطبیق و تعیین صحت اطلاعات مندرج در آن کتاب، تمامی اوراق مطبوعاتی این روزنامه مورد خوانش مجدد و بازبینی قرار گرفتند. علاوه بر این صرفا جهت آگاهی و تطبیق برخی دیدگاه‌های مندرج در مکتوبات مردنگار در روزنامه‌های دیگر در یک جدول زمانی شش ماهه از فروردین تا شهریور ماه 1398، شمارگان جراید قانون (باغداردلگشا، 2019: 68-65) ، اختر، تجدد، حبل‌المتین نیز مورد برشماری و خوانش غیر گزینشی قرار گرفتند. جهت آشنایی بیشتر با دیگر مکتوبات زنان، مندرج در برخی جراید دوره مشروطه مانند: روزنامه مجلس، تمدن، حکمت، خورشید، شرق، صوراسرافیل، مساوات و ندای وطن نمونه‌های متعدد این مکتوبات، از متن بازخوانی شده آن‌ها مندرج در بخش دوم کتاب مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی (باغداردلگشا، 1397) با عنوان: نامه‌های انتقادیِ زنان علیه نابرابری‌های اجتماعی و بخش پیوست‌ها و یادداشت‌های کتاب زنان پیشگام ایرانی: خدیجه افضل وزیری دختر بی‌بی‌خانم استرآبادی (ملاح، 1385) استفاده شده است.

در خصوص پیشینه‌های تحقیقاتیِ پژوهش حاضر نیز باید اشاره داشت تا کنون پژوهشی که به صورت کامل به بررسی مسائل اجتماعی زنان در روزنامه ایران‌نو پرداخته باشد، تدوین نشده است؛ پژوهشی که علاوه بر بررسی مسائل اجتماعی زنان در مکتوبات زن‌نگار به بررسی نوع نگاه‌ مردان به مسائل اجتماعی زنان با بهره‌گیری از مدل برشماری کامل و روش غیر گزینشی نیز پرداخته باشد؛ با این حال در برخی تحقیقات به صورت گزینشی و یا مدل نمونه‌گیری به بررسی برخی مسائل اجتماعی زنان در برخی مقالات مندرج در روزنامه ایران‌نو پرداخته‌ شده است. در کتاب زن ایرانی در نشریات مشروطه (وطن دوست و دیگران، 1385) با انتخاب گزینشی 18 مکتوب در مورد مسائل زنان در 8 جریده گزینش شده دوران مشروطه با نام‌های مجلس، تمدن، صوراسرافیل، حبل‌المتین، بهار، ایران‌نو، دانش و شکوفه به بررسی مسائل زنان و تحلیل بسامد واژگانی آن مکتوبات پرداخته است. در کتاب مشروطه، زنان و تغییرات اجتماعی، اشاراتی مختصر به برخی مکتوبات و توجه روزنامه ایران‌نو به مسائل زنان صورت پذیرفته است.»

پژوهش پیش‌رو که به روش اسنادی و برشماری کامل تمامی شمارگان روزنامه ایران‌نو گردآوری شده در دو محور اصلی به بررسی مسائل زنان در این جریده پرداخته است: 1- بررسی مطالبات اجتماعی زنان در مکتوبات زن‌نگار و 2- بررسی مسائل اجتماعی زنان در مکتوبات غیرزن‌نگار مندرج در این روزنامه. پرسش‌های اصلی نیز عبارت‌اند از این که زنان در مکتوبات مطالبه‌گرایانه مندرج در این روزنامه بیشتر به طرح چه مطالبه‌ای پرداخته‌اند؟ خودشان را بیشتر در چه نقشی مورد تعریف قرار داده‌اند؟ اوضاع خود را با چه گروهی مقایسه کرده‌اند و نهایت آن که تلاش‌هایشان چه نتیجه‌ای در بر داشته است؟ همچنین مردان نیز در چه سطحی به مسائل زنان در این روزنامه توجه نشان داده و برای ارتقاء حقوق اجتماعی زنان در ایران دوره قاجار بیشتر در تلاش برای طرح چه موضوعی بوده‌اند؟

کتاب «زن در ایران نو» نوشته علی باغدار دلگشا با شمارگان 500 نسخه در 166 صفحه به بهای 65 هزار تومان از سوی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...