کتاب نهج البلاغه فارسی به همراه بازنگری و ویرایش  مهدی انصاری قمی توسط انتشارات کتابستان معرفت چاپ شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب نهج البلاغه فارسی به همراه بازنگری و ویرایش حجت الاسلام والمسلمین مهدی انصاری قمی توسط انتشارات کتابستان معرفت چاپ شد.

نهج البلاغه ترجمه محمد علی مهدی انصاری قمی

این اثر ارزشمند که اول‌بار با قلم دانشمند فقید حضرت آیت الله محمد علی انصاری به رشته تحریر درآمده است از جمله آثار ارزشمند فارسی عصر حاضر است که مورد تایید علمای بزرگی چون حضرات آیات عظام سید محسن طباطبایی حکیم، سیدمحمد حجت، سیدهبه الدین شهرستانی، سیدمحمد تقی خوانساری، سید ابوالقاسم موسوی خوئی و حاج شیخ آقابزرگ تهرانی قرار گرفته است.

این نهج البلاغه فارسی دارای نثری روان و دلکش است که در مقایسه با سایر نهج البلاغه های موجود پخته‌تر بوده و در آن جانب امانت به حد اعلاء رعایت گردیده است نویسنده در این اثر فاخر در خلال مطالب ارزشمند آن به درج حکایات، قضایا و شروح موجود پرداخته است. و شارح محترم با قلم توانمند خود زبان کتاب را به فارسی امروزی نزدیک‌تر و معارف این کتاب مقدس را قابل فهم تر کرده است.

این کتاب ارزشمند با 538 صفحه در قطع رقعی با جلد طلاکوب به قیمت 99 هزار تومان در دسترس مخاطبان نشر کتابستان معرفت قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...