کتاب نهج البلاغه فارسی به همراه بازنگری و ویرایش  مهدی انصاری قمی توسط انتشارات کتابستان معرفت چاپ شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب نهج البلاغه فارسی به همراه بازنگری و ویرایش حجت الاسلام والمسلمین مهدی انصاری قمی توسط انتشارات کتابستان معرفت چاپ شد.

نهج البلاغه ترجمه محمد علی مهدی انصاری قمی

این اثر ارزشمند که اول‌بار با قلم دانشمند فقید حضرت آیت الله محمد علی انصاری به رشته تحریر درآمده است از جمله آثار ارزشمند فارسی عصر حاضر است که مورد تایید علمای بزرگی چون حضرات آیات عظام سید محسن طباطبایی حکیم، سیدمحمد حجت، سیدهبه الدین شهرستانی، سیدمحمد تقی خوانساری، سید ابوالقاسم موسوی خوئی و حاج شیخ آقابزرگ تهرانی قرار گرفته است.

این نهج البلاغه فارسی دارای نثری روان و دلکش است که در مقایسه با سایر نهج البلاغه های موجود پخته‌تر بوده و در آن جانب امانت به حد اعلاء رعایت گردیده است نویسنده در این اثر فاخر در خلال مطالب ارزشمند آن به درج حکایات، قضایا و شروح موجود پرداخته است. و شارح محترم با قلم توانمند خود زبان کتاب را به فارسی امروزی نزدیک‌تر و معارف این کتاب مقدس را قابل فهم تر کرده است.

این کتاب ارزشمند با 538 صفحه در قطع رقعی با جلد طلاکوب به قیمت 99 هزار تومان در دسترس مخاطبان نشر کتابستان معرفت قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...