کتاب نهج البلاغه فارسی به همراه بازنگری و ویرایش  مهدی انصاری قمی توسط انتشارات کتابستان معرفت چاپ شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب نهج البلاغه فارسی به همراه بازنگری و ویرایش حجت الاسلام والمسلمین مهدی انصاری قمی توسط انتشارات کتابستان معرفت چاپ شد.

نهج البلاغه ترجمه محمد علی مهدی انصاری قمی

این اثر ارزشمند که اول‌بار با قلم دانشمند فقید حضرت آیت الله محمد علی انصاری به رشته تحریر درآمده است از جمله آثار ارزشمند فارسی عصر حاضر است که مورد تایید علمای بزرگی چون حضرات آیات عظام سید محسن طباطبایی حکیم، سیدمحمد حجت، سیدهبه الدین شهرستانی، سیدمحمد تقی خوانساری، سید ابوالقاسم موسوی خوئی و حاج شیخ آقابزرگ تهرانی قرار گرفته است.

این نهج البلاغه فارسی دارای نثری روان و دلکش است که در مقایسه با سایر نهج البلاغه های موجود پخته‌تر بوده و در آن جانب امانت به حد اعلاء رعایت گردیده است نویسنده در این اثر فاخر در خلال مطالب ارزشمند آن به درج حکایات، قضایا و شروح موجود پرداخته است. و شارح محترم با قلم توانمند خود زبان کتاب را به فارسی امروزی نزدیک‌تر و معارف این کتاب مقدس را قابل فهم تر کرده است.

این کتاب ارزشمند با 538 صفحه در قطع رقعی با جلد طلاکوب به قیمت 99 هزار تومان در دسترس مخاطبان نشر کتابستان معرفت قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...