محمود فاضلی


سفر نامه سوم سون اندرش هدین [Sven Hedin] مستشرق و جغرافیدان سرشناس سوئدی با ترجمه وحید صابری مقدم در 568 صفحه از سوی انتشارات پیام آزادی منتشر شد. این اثر متعلق به 134 سال قبل است که در مورد سفر مستشرق مذکور به شهرهای گرمسار، دامغان، سمنان، بسطام، شاهرود و مشهد و نیز ادامه سفر نامبرده به شهرهای عشق آباد، سمرقند، بخارا، تاشکند، دره فرغانه و سایر نواحی آسیای میانه و تا شهر کاشغر در چین می‌باشد.



نویسنده سوئدی کتاب متولد 19 فوریه 1865 در استکهلم است و متوفی به تاریخ 26 نوامبر 1952 در همان شهر می‌ باشد. وی از دوران نوجوانی به جغرافیا و کشف سرزمین‌‌های ناشناخته علاقمند بود. «هدین» بیش از 20 سال از عمر خویش را در صحراهای آسیا گذرانید و طی این سال‌‌ها دورافتاده ‌ترین نقاط صحراها و دشت‌‌های آسیا و نیز کویرهای ایران را درنوردید. اهمیت این اثر از آن روست که نویسنده با بهره گیری از دانش جغرافیایی و نگاه علمی خود، جزئیات فراوانی را در زمینه ساختارهای شهری و روستایی، مناسبات اجتماعی، آداب و رسوم مردم و حتی تعاملات سیاسی و اقتصادی ایران با مناطق همجوار ثبت کرده است.

9 سال پس از انعقاد قراداد ننگین «آخال» که قسمت‎‌های مهمی از سرزمین شمال شرق ایران به وسیله دولت تزاری روسیه از ایران جدا شدند وارد آن نواحی شده است و با نظامیان و ماموران سیاسی روسیه تزاری دیدار و ملاقات داشته است که شرح کامل آن در این کتاب آمده است.

این کتاب در اصل شناسنامه کامل تاریخی، جغرافیایی و ژئوپلیتیک آسیای مرکزی است که بیانگر گسترده دامنه‎‌های فرهنگ و تمدن ایران در آن نواحی است و هر صفحه ‎ای از آن گنجینه ای ارزشمند از تاریخی این سرزمین می‌‎باشد. همچنین نقشه‎ای بسیار با ارزش از آسیای میانه و ماورای خزر در انتهای کتاب مذکور ضمیمه شده است که مسیر حرکت نویسنده در آن مشخص شده است.

بنیاد «سون هدین» در مقدمه کتاب نوشته است «درست است که ایران همانطور که نویسنده در اوایل زندگی آن را شناخت نقطه شروع و تجربه یادگیری بزرگی برای وی به عنوان یک دانشمند بود. او در سال 1885 این را آموخت که چگونه می‌تواند به تنهایی سفر کند و زندگی خویش را در مناطقی که اطلاعات کمی از آن‌ها داشت، سازماندهی کند. لکن خیلی زود بسیاری از وقایع و رویدادها در نخستین سفرنامه اش ثبت شد. او در سال 1890 به ایران بازگشت و در قالب یک هیات سیاسی از طرف پادشاه سوئد نزد شاه ایران رفت. در آن هنگام او مطالب بیشتری را در مورد این ملت بزرگ، تاریخ، جغرافیای سرزمینی، دیپلماسی و سیاست آن کشور در سطح بین المللی دریافت و این تجربه را در کتابی با عنوان «هیات سیاسی پادشاه اسکار نزد شاه ایران» (استکهلم -1891) انتشار داد. او پس از خاتمه کار هیات سیاسی، امکان یافت که بلندترین کوه ایران، دماوند صعود و قله را فتح کند. این موضوع چند سال بعد تبدیل به موضوع پایان نامه دکترای وی شد.»

آقای «متیاس اوترشتد» سفیر کنونی سوئد در تهران در خصوص انتشار این کتاب طی یاداشتی می‌نویسد: «آقای سون هدین، با کنجکاوی و با مهارت فراوان توانست هم با نقاشی‌ها و هم با توصیف هایش مردمی را که او در سفرهایش با آنان روبرو می‌شد، با دقت به تصویر بکشد. کتاب‌های این نویسنده سوئدی در مورد کشور ایران یکصد سال پس از انتشار اکنون به صورت گنجی برای ایرانیان است که بدانند در آن دوران و در دهه‌های آخر حکومت سلسله قاجار آنان از نگاه یک دیدار کننده اروپایی چگونه بوده است. به ندرت پیش می‌آید که یک کشور به خوبی توسط یک خارجی بازتاب داده شود. سفرنامه‌های وی همچنین در تضاد با سفرنامه‌های هم عصر وی قرار دارند. زیرا که سوئد هیچ نوع جاه طلبی استعماری در این منطقه نداشته است.»

وی همچنین در سال 1906 برای سومین و آخرین بار به ایران سفر کرد. او در این سفر به کاوش در کویر بزرگ ایران (کویر لوت) می‌پردازد و از آن جا سومین سفر خود به آسیای میانه را آغاز می‌کند. حاصل جستجوهای جسورانه خویش را طی 65 جلد کتاب و صدها گزارش علمی در شاخه‌های جغرافیا، تاریخ و باستان ‎شناسی منتشر کرد. سفرنامه او روایت گر این سفر بزرگ از طریق مناطق شرقی ایران با شهرهای زیبای کویری مانند «طبس» است. او در ادامه این کتاب بیشتر با موضوع «تبت» می‌پردازد.

او با حضور در منطقه عازم کشورهای ترکمنستان، تاجکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان می‌شود و در دیدار با نمایندگان سیاسی، فرماندهان و نظامیان روسیه تزاری در جریان کامل فعالیت‌های مستمر دولت روسیه تزاری از جمله احداث خط آهن برای تثبیت خود در نواحی متصرف شده از ایران قرار گرفت. او در این سفر که حاوی اطلاعاتی تاریخی و بسیار ارزشمند از آسیای مرکزی است به نقل از مورخین اروپایی به تاریخ بخارا و سمرقند و همه نواحی آسیای مرکزی پرداخته و علاوه بر توضیح و تشریح بناهای با عظمت و با قدمت تاریخی شهرهای مختلف منطقه به خوبی ساختار جمیعیت آسیای میانه و نوع اشتغال ساکنین آن جا را در آن عصر توضیح داده است. او در ادامه وارد «کاشغر» واقع در خاک چین شده و آن شهر را با مهارت زایدالوصفی به تصویر می‌کشد.

مترجم این اثر، وحید صابری مقدم از دیپلمات‌های بازنشسته وزارت امور خارجه می‌باشد و طی سال‌های 1401 و 1403 سفرنامه‌های اول و دوم این سوئدی (سفر به ایران از طریق قفقار و بین النهرین و هیات سیاسی پادشاه اسکار نزد ایران) را که از آثار مهم «سون هدین» می‌‎باشد را ترجمه و وارد بازار نشر نموده است. ترجمه این کتاب به مدت 18 ماه زمان برده و انتظار می‌رود مورد استفاده پژوهشگران، محققین آسیای مرکزی و دانشجویان رشته تاریخ و جامعه شناسی قرار گیرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...