کتاب «برخیز و اول تو بکش» [Rise and kill first : the secret history of Israel's targeted assassinations] نوشته روئن برگمن [Ronen Bergman] ترجمه هادی عبادی از سوی نشر صمدیه مورد استقبال مخاطبان سی و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران قرار گرفته است. این کتاب تاریخ پنهان ترورهای اسرائیلی‌ها را از زبان یک خبرنگار اسرائیلی روایت می‌کند.

«برخیز و اول تو بکش» [Rise and kill first : the secret history of Israel's targeted assassinations] نوشته روئن برگمن [Ronen Bergman]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «برخیز و اول تو بکش» تاریخ پنهان ترورهای سازمان یافته اسرائیل را روایت می‌کند. نویسنده این کتاب روئن برگمن روزنامه نگار اسرائیلی است. عنوان کتاب برگرفته از فرازی از تلمود بابلی است: «اگر فردی برای کشتن تو اقدام کرد، برخیز و اول تو بکش.»

کتاب 35 بخش دارد و نویسنده در خلال روایت مسیری که سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل (الهی، هاشومر، هاگانا و سپس شین بث و موساد) طی کردند، اقدامات غیرقانونی این سازمان را نیز برملا کرده است.

بخش اول این کتاب به روند شکل‌گیری سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل و مقابله آنان با حاکمیت بریتانیایی‌ها در فلسطین برای به قدرت رساندن دولتی اسرائیلی می‌پردازد. سپس کتاب به مقابله اسرائیل با نازی‌های دخیل در هلوکاست پرداخته است.

تقابل اسرائیل با همسایگان عرب خود و به ویژه مصر بخش دیگری از این کتاب است. تاریخچه شکل‌گیری سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) جهاد اسلامی، حماس و چگونگی تبعید، محدودسازی و ترور رهبران و اعضای برجسته این سازمان‌ها بخش دیگری از این کتاب است. ترور افرادی مانند فتحی شقاقی، شیخ احمدیاسین، سلامه.

[این کتاب برای نخستین‌بار تحت عنوان «تو زودتر بکش» با ترجمه وحید خضاب در ایران منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...