کتاب «زوال هژمونی، ایالات متحده در نیمکرۀ غربی» اثر توماس اندرو اکیف [Thomas Andrew O'Keefe] روابط با ترجمۀ الهه نوری‌غلامزاده توسط انتشارات سروش منتشر شد.

زوال هژمونی، ایالات متحده در نیمکرۀ غربی» اثر توماس اندرو اکیف [Thomas Andrew O'Keefe]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب با اتکا بر نظریات مختلف هژمونی به تشریح عملکرد نظام بین آمریکایی، علل سقوط منطقۀ آزاد تجاریِ قارۀ آمریکا، دلایل شکست طرح مشارکت در زمینۀ انرژی و اقلیم در قارۀ آمریکا، حضور فزایندۀ چین در آمریکای لاتین و کارائیب و همچنین پیشینۀ طرح‌های ابتکاری سیاست خارجی ایالات متحده در دورۀ جرج دبلیو. بوش و باراک‌اوباما می‌پردازد.

نویسنده با تمرکز بر سیاست خارجی ایالات متحده در دوران ریاست‌جمهوری بوش و اوباما و پیش از ریاست جمهوری دونالد ترامپ به این نتیجه می‌رسد که اگرچه برخی نظریات همچنان از موضع برتر ایالات متحده در نیمکرۀ غربی سخن می‌گویند، اما بر مبنای تعاریف استاندارد مکاتب مختلف روابط بین‌الملل، هژمونی ایالات متحده در نیمکرۀ غربی در مقایسه با گذشته کاهش یافته است. این امر به بسیاری از حکومت‌های آمریکای لاتین اجازه داده است تا اشکال جدیدی از حکمرانی و سیاست‌های اقتصادی عاری از مداخلات ایالات متحده را تجربه کنند.

چاپ نخست این کتاب در ۳۳۸ صفحۀ رقعی، شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۸۰.۰۰۰ تومان توسط انتشارات سروش در اختیار علاقمندان این حوزه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...