کتاب «سنت‌ها چگونه متولد می‌شوند و چگونه می‌میرند؟» [How Traditions Live and Die (Comment les traditions naissent et meurent: La transmission culturelle)] نوشته الیویه مورن [Olivier Morin] با ترجمه عطیه رضایی و مقدمه نعمت الله فاضلی منتشر شد.

سنت ها چگونه متولد می شوند و چگونه می میرند؟» [How Traditions Live and Die (Comment les traditions naissent et meurent: La transmission culturelle)] نوشته الیویه مورن [Olivier Morin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، الیویه مورن، در این اثر این پرسش را مطرح می‌کند که انتقال فرهنگ چگونه انجام می‌شود؟ او برای این منظور آداب و سنت‌ها را انتخاب می‌کند، یعنی چیزهای ساده و آشنایی که ما در زندگی روزمره با آن‌ها در گیر و مانوسیم. چیزهایی شبیه عادت‌ها، تشریفات عروسی یا کفن و دفن، شیوه‌ی لباس پوشیدن، غذاخوردن، توالت رفتن یا حتی جشن‌ها و آیین های ملی و محلی. معمولا این موضوعات را محققان فرهنگ مردم (فولکلورشناسان) تحقیق می‌کنند. آن‌ها آداب و رسوم ملی و محلی را شناسایی و گردآوری می‌کنند و از طریق رسانه‌ها، مطبوعات، مجلات، کتاب‌ها و موزه‌ها در اختیار مردم قرار می‌دهند.

همچنین این مواد فرهنگی را هنرمندان، کارگردانان فیلم‌ها، مستندسازان، قصه نویسان و نویسندگان و حتی معلمان و متخصصان تعلیم و تربیت برای هدف های گوناگون استفاده می‌کنند. موزه‌ها و گالری‌ها نیز برای همه‌ی شهروندان است تا با دیدن آن‌ها چیزهای جالب در زمینه‌ی فرهنگ و سنت بیاموزند. اما کار مورن در این کتاب چیز دیگری است. او می‌خواهد بداند چرا برخی پدیده‌ها در زندگی و تاریخ ما انسان‌ها باقی می‌مانند و بسیاری از پدیده‌ها نیز دوام نمی آورند و از بین می‌روند. پدیده هایی که به صورت رسم و آیین یا عادت های جمعی پایدار و ماندگار می‌شوند چه قابلیت‌ها و ویژگی هایی دارند و آن‌ها که از بین می‌روند چه ویژگی هایی باعث محو شدنشان می‌شود؟

کتاب «سنت‌ها چگونه متولد می‌شوند و چگونه می‌میرند؟» را عطیه رضایی ترجمه کرده و نعمت الله فاضلی استاد جامعه شناس و پژوهشگر و نویسنده این حوزه هم برای آن مقدمه نوشته است.

این اثر در ۴۵۲ صفحه با قیمت ۹۰ هزار تومان توسط نشر فرهامه روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...