«آسیب‌شناسی رسانه‌های جمعی» نوشته امیرحسام اسحاقی منتشر شد.

آسیب‌شناسی رسانه‌های جمعی امیرحسام اسحاقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۸۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۷۵ هزار تومان در انتشارات اطلاع‌رسانان عرضه شده است.

در بخش‌هایی از مقدمه کتاب می‌خوانیم: رسانه قدرتمندترین نهاد در جامعه است. آن‌ها قادرند بی‌گناهان را مقصر و گناهکاران را بی‌گناه جلوه دهند و این نمایشی از قدرت نامحدود این نهاد است. آن‌ها ذهن توده‌ها را با اخبار و اطلاعات، تصاویر، فیلم‌ها، موسیقی و سایر منابع سرگرمی اشغال و کنترل می‌کنند. رسانه با این قدرت، تمایز بین واقعی و غیرواقعی را برای مخاطب بسیار دشوار کرده است.
در عصر جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات و گسترش تعاملات فرهنگی، رسانه‌های ارتباط‌جمعی اعم از کتاب، مطبوعات، سینما، رادیو، تلویزیون، بازی‌های ویدئویی و شبکه‌های اینترنتی در افکار، عقاید، ایده‌آل‌ها، تفکرات و شیوه زندگی ما تغییر و تاثیر عمیقی ایجاد کردند.
بر اساس روانشناسی رسانه، تاثیر رسانه‌های جمعی عبارت از تاثیر بر اعمال، نحوه و تأملات افراد و مخاطبان است؛ این تاثیر می‌تواند منفی یا مثبت باشد. لذا رسانه علاوه بر نقش‌های مثبتی که در نگرش، رفتار و علایق فردی و حیات اجتماعی ما دارد، تأثیرهای مضر یا کژکارکردهایی را نیز به‌ویژه برای کودکان، نوجوانان و جوانان به دنبال دارد.
هدف از این کتاب تعریف و تمجید غیرواقع از رسانه نیست؛ بلکه آن‌چه اهمیت دارد، آسیب‌شناسی در چارچوب پارادایم انتقادی پیرامون ابزارهای ارتباطی و رسانه‌های اجتماعی نوینی است که بسیار تهاجمی شده و تأثیرهای منفی زیادی تاکنون داشته است.

دکتر امیرحسام اسحاقی تاکنون کتابهای متعددی از جمله  «مقدمه‌ای بر مطالعات ارتباطی»، «روابط عمومی و ارتباطات سازمانی»، «پژوهشی بر نقش مطبوعات در افکار عمومی»،« اصول ارتباطات در مدیریت»  و «مبانی رسانه‌های ارتباط جمعی» را منتشر کرده است و علاوه بر تدریس نظریه های ارتباطات در دانشگاه، مدیرمسئولی نشریه تخصصی «صنایع و معادن» را نیز در کارنامه خویش دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...