کتاب «شهر، خیابان و شهروند» [City, Street and Citizen : the measure of the ordinary] اثر سوزان هال [Suzanne Hall] با ترجمه محسن نیازی و هادی افرا توسط نشر اندیشه احسان بازنشر شد.

شهر، خیابان و شهروند» [City, Street and Citizen : the measure of the ordinary] سوزان هال [Suzanne Hall]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «شهر، خیابان و شهروند» از رهگذر پرداختن به چگونگی آشکارسازی دوستی‌ها و رقابت‌ها، مفهومی جدید از چندفرهنگی بودن را ارائه می‌دهد که از چارچوب ایدئولوژیک کشور و همچنین ملزومات اخلاقی اجتماع متفاوت است. ‌

سوزان هال با رویکردی جامعه‌شناختی و قوم‌نگارانه بر آن است که از طریق پرداختن به ابعاد زندگی روزمره در شهر، مفهومی نوین از چندفرهنگی بودن و متفاوت از چارچوب ایدئولوژیک ملت ارائه کند و به این سوال پاسخ بدهد که چگونه ساختارهای پایدار تبعیض، گروه‌های خاصی را به بخش‌های خاصی از شهرها و انواع خاصی از کارها منتقل می‌کند. هال، به ما می‌گوید که ما جامعه‌شناسان، معماران و برنامه‌ریزان باید بسیار بیش از پیش با زبان شهری معاصر درآمیزیم.

این کتاب در 6 فصل مسائل مختلفی در حوزه شهر و حقوق شهروندی را مطرح می‌کند. در این کتاب، معماری از لحاظ شکل دیده نمی‌شود و ساختمان‌ها نه اشیاء، بلکه تنظیمات برای تعامل اجتماعی و بازتاب و درگیر در فرآیندهای اجتماعی هستند. سوزان هال بر اساس دو سال تحقیق قوم‌نگاری در لندن، با توجه به ساختار اقتصادی و سیاسی جامعه، از زندگی شهری سخن می‌گوید. هال از طریق مشاهده خیابان والوورث در جنوب لندن، بر تاریخ، زندگی روزمره، نیروهای جهانی و فضاهای کوچک متمرکز می‌شود تا گزارشی دقیق از تغییرات شهری شتابان ارائه دهد.

این کتاب به تاثیر مقیاس بی‌سابقه سرعت و جریانات جهانی شهرنشینی روی اشکال محلی مشارکت و پایبندی می‌پردازد و با یک بررسی دقیق قوم‌نگارانه، چگونگی برخورد تنوع فرهنگی و قومی موجود در خیابان والوورث با فهم تاریخی و نمود فردی از مفهوم تعلق می‌پردازد و از این طریق از جهان محلی به خاص بودن و قدرت نیروهای جهان و اهمیت بنیادین زندگی محلی در شکل‌گیری فضاهای جهانی اشاره دارد.

تمرکز اصلی کتاب، بر نیروها و تجارب شهرنشینی ژرف جهانی و چگونگی واکنش افراد به عواقب سرعت حیرت‌انگیز تغییرات شهری است. کتاب حاضر بر آن است که از طریق پرداختن به ابعاد زندگی روزمره در شهر، مفهومی نوین از چندفرهنگی بودن و مفهومی متفاوت از چارچوب ایدئولوژیک ملت و نیز متفاوت از ضرورت اخلاقی جامعه ارائه دهد. این کتاب تجربه‌ای از واقعیت‌های زندگی، وفاداری به مشارکت و تعلق را بر مبنای آنچه در یک خیابان چندقومیتی در جنوب لندن می‌گذرد، ارائه می‌دهد.

کتاب «شهر، خیابان و شهروند»اثر سوزان هال توسط محسن نیازی و هادی افرا ترجمه شده و نشر اندیشه احسان در 270 صفحه آن را روانه بازار نشر کرده است. این کتاب پیش از این توسط نشر امیرکبیر منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...