کتاب «جامعه‌شناسی تاریخی بازتابی» [Reflexive Historical Sociology] نوشته آرپاد ساکولچای [Árpád Szakolczai] با ترجمه زهراسادات روح‌الامین از سوی انتشارات نیستان منتشر شد.

جامعه‌شناسی تاریخی بازتابی» [Reflexive Historical Sociology]  آرپاد ساکولچای [Árpád Szakolczai

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ «جامعه‌شناسی تاریخی بازتابی» در نقطه تلاقی نظریه اجتماعی و جامعه‌شناسی تاریخی قرار گرفته است. مترجم در مقدمه هدف از تألیف کتاب را گردآوری و بحث مشترک مجموعه‌ای از متفکران اصلی اجتماعی دانسته که کارشان دارای جهت‌گیری تاریخی است و می‌نویسد:‌ «بر اساس دیدگاه عقل سلیم معاصر، جفت شدن نظریه اجتماعی و جامعه‌شناسی تاریخی به هیچ وجه بدیهی نیست. جامعه‌شناسی اغلب به عنوان یک علم اجتماعی مدرن در نظر گرفته می‌شود که به مشکلات جامعه معاصر می‌پردازد. از این منظر، جامعه‌شناسی تاریخی ممکن است اطلاعاتی از گذشته در مورد پیشینه فرآیندهای معاصر ارائه دهد، اما در وظیفه نظریه‌پردازی مرکزی نیست.»

هدف اصلی کتاب بازسازی تاریخ اندیشه جامعه‌شناختی و جهت‌دهی مجدد نظریه اجتماعی معاصر است. در بخشی از مقدمه کتاب درباره این رویکرد آمده است:‌ اقدامی که این کتاب بخشی از آن است، هم محافظه‌کارانه و حتی سنت‌گرایانه و هم به شدت نوآورانه است.

کتاب از دو بخش تشکیل شده است،‌ در بخش نخست،‌ با 4 فصل روبرو هستیم که به دیدگاه‌های نوربرت الیاس، فرانتس بورکنائو، اریک ووگلین و لوئیس مامفورد اختصاص دارد. در بخش دوم نیز با 6 فصل مواجه هستیم که به دیدگاه‌های مدرن اختصاص دارد و مباحثی تحت عنوان روح پروتستانی (وبر)، جامعه درباریان (الیاس)، تصویر جهان مکانیکی (بورکناو) ، شورش عرفانی (ووگلین)، مگاماشین جدید (مامفورد) ، جامعه انضباطی (فوکو) را بررسی می‌کند.

انتشارات نیستان این کتاب را در 308 صفحه به قیمت 140 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...