کتاب «کیانوش عیاری؛ فراسوی سینما» نوشته سعید احمدی علیایی توسط نشر لگا منتشر و راهی بازار نشر شد

سبک کیانوش عیاری؛ فراسوی سینماست

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، به گفته مولف اثر، عنوان کتاب براساس سبک سینمایی عیاری انتخاب شده است؛ چراکه برای این‌کارگردان مهم­ترین مسئله خود سینماست و اگر کسی با شیوه کاری عیاری آشنایی کافی داشته باشد، می­‌تواند آثار سایر فیلم­سازهای مهم تاریخ را هم با درک بهتری تماشا کند.

«کیانوش عیاری؛ فراسوی سینما» کتابی برای تحلیل سبک و شیوه کارگردانی این‌کارگردان سینمای ایران است. احمدی علیایی می‌گوید همان‌طور که در مقدمه کتاب اشاره کرده، واژه فراسو در عنوان کتاب به‌جایگاهی اشاره دارد که از آن، سینما به دقیق‌ترین شکل ممکن دیده می‌شود. اگر کسی سینما را از ‌همان جایی‌که کیانوش عیاری ایستاده ببیند، دیدِ بسیار عمیق‌تر و دقیق‌تری از فیلم‌سازهای مهم تاریخ به دست می‌آورد و مولف کتاب، وظیفه اصلی این‌اثر را رساندن خواننده به چنین جایگاهی می‌داند.

فرآیند جمع­‌آوری داده­‌های میزانسن و دکوپاژ آثار عیاری برای درج در این‌کتاب، از سال ۹۳ شروع شده و اواخر سال ۹۷ بوده که نگارش اثر براساس شواهد آغاز شده است. این‌کتاب اوایل سال ۱۳۹۹ نیز به ناشر تحویل داده شده است.

نویسنده در بخش اول کتاب، با بررسی چند قسمت از مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب»، قواعد حاکم بر کارگردانی عیاری را مشخص کرده است؛ معیارهایی که میزانسن و دکوپاژ آثار وی را سازمان می‌دهند. بخش دوم نیز با توجه به قواعد بخش اول، اصول زیباشناختی سینمای عیاری را تبیین می‌کند؛ اصولی که تعیین‌کننده قواعد هستند.

سومین بخش کتاب ماحصل محتوایی و مفهومی اثر است و براساس یافته‌های بخش اول و دوم، پنج فیلم سینمایی شبح کژدم، آن‌سوی آتش، آبادانی‌ها، خانه پدری و کاناپه را از کارنامه عیاری تشریح می‌کند.

این‌کتاب با ۲۰۱ صفحه، شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...