«فلسفه شکسپیر» [Shakespeare's philosophy : discovering the meaning behind the plays] نوشته ک‍ال‍ی‍ن م‍ک گ‍ی‍ن [Colin McGinn] با ترجمه بهارک سهامی روانه بازار کتاب شد.

فلسفه شکسپیر» [Shakespeare's philosophy : discovering the meaning behind the plays]  ک‍ال‍ی‍ن م‍ک گ‍ی‍ن [Colin McGinn]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۸۸ صفحه و با قیمت ۷۵ هزار تومان در نشر همان منتشر شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: آثار شکسپیر را به سبب عمق درونمایه‌ها، شفافیت شخصیت‌ها، و قدرت و زیبایی کلام ستوده‌اند، اما کمتر به ماهیت فلسفی آن‌ها توجه شده است. کالین مک‌گین، فیلسوف سرشناس، با بررسی شش نمایشنامه شاخص‌ شکسپیر، «رویای شب نیمه تابستان»، «هملت»، «اتللو»، «مکبث»، «شاه لیر» و «طوفان»، تحلیلی درخشان از درونمایه‌های فلسفی آثار او به دست می‌دهد.

مک‌گین همچنین رویکرد شکسپیر را به موضوعات مهمی همچون جنسیت، روان‌شناسی، اخلاق و تراژدی، در نوشتارهای مستقلی بررسی می‌کند. او در وصف شکسپیر می‌نویسد: «در او اثری از احساسات سطحی نیست. او کنجکاوی دانشمندانه، داوری فیلسوفانه و روح شاعرانه دارد.»

«فلسفه شکسپیر» اثری بدیع و اندیشه‌ورزانه است. این کتاب تجربه تازه‌ای از نمایشنامه‌های شکسپیر و اندیشه‌های ورای آن را در اختیار علاقه‌مندان ادبیات و نقدادبی، به‌ویژه شکسپیردوستان و شکسپیرپژوهان، و نیز دوستداران تئاتر و مشتاقان فلسفه می‌گذارد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...